تبليغاتX
انجمن علمی دامپزشکان ایران
سونوگرافي روش تشخيص كارآمدي در مطالعه دستگاه توليد مثل ماكيان است


دکتر يلدا احمدي

سونوگرافي يك روش تشخيص غير تهاجمي و كار آمد در مطالعه دستگاه توليد مثل ماكيان است به گزارش سرويس پژوهش ايسنا ، يلدا احمدي فارغ التحصيل دامپزشكي دانشگاه اروميه در پايان نامه تحصيلي خود نشان داد : امكان استفاده از سونوگرافي در مطالعه دستگاه توليد مثل مرغهاي تخمگذار وجود دارد كه براي اين امر ، 17 قطعه مرغ تخمگذار با سن 56 هفته تهيه و بطور مجزا در ، قفس هاي انفرادي نگهداري شد .

وي همچنين از هر پرونده به طور روزانه در سه رهيافت ايستاده (ST) ، خوابيده به پهلو (IT) و به پشت (DO) بدون استفاده از داروهاي بيهوشي يا داروي آرامبخش سونوگرافي به عمل آورده است . و اندازه گيري شامل فوليكول ها ، زرده ها ، زرده هاي رها شده ، زرده با آلبومين و تخم مرغ با پوسته بود كه از نظر شمارش فوليكول ها و زرده هاي موجود در تخمدان ، تفاوت معني داري در بين وضعيت هاي سه گانه مشاهده نگرديد .

وي در ادامه افزود :‌ با توجه به اينكه قطر زرده ها ،‌ضخامت سفيده و ابعاد تخم مرغ داراي پوسته درهر سه رهيافت قابل اندازه گيري بودند ، اما تفاوت معناداري مشاهده نشد .

همچنين از آنجايي كه پرنده در وضعيت ايستاده راحت تر و آرامتر بوده و وضعيت تخمدان ، زرده ها و اويدوكت كه در حالت و شكل طبيعي خود قرار داشته ، لذا اين روش نسبت به وضعيت هاي خوابيده ارجح تر است .

گفتني است ، تصوير نگاري اندامها با استفاده از امواج اولتراسونديك ، تكنيك تشخيصي است كه از حدود 20 سال پيش در طب دامي براي مطالعه بافت هاي نرم و مورد استفاده قرار گرفته است . از همان ابتدا به علت ساختار آناتوميكي خاص ، اعتقاد بر اين بود كه سونوگرافي در پرندگان با محدوديتهايي مواجه باشد .

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384 و ساعت 16:14 |

 پيشينة كارخانجات خوراك دام و طيور
اقتباس از كتاب شناسايي كارخانجات خوراك دام و طيور كشور

  زمان تأسيس اولين كارخانه خوراك دام در كشور به اوايل دهه 1330 باز مي گردد. اما تاريخ دقيق آن مورد اختلاف است و از سال 1333 تا سال 1337 ذكر شده ؛ با تحقيقات ما تاريخ 1334 تا 1335 را بعنوان تاريخ تأسيس اولين كارخانه خوراك دام (پارس) مي توان قبول نمود. در محل كارخانه روغن نباتي قو ، واقع در فرح آباد خزانه ، كارخانه پنبه پاك كني قرار داشت كه بعدا" براي استفاده از تخم پنبه اقدام به احداث كارخانه روغن نباتي گرديد. سپس گروه صنعتي پارس براي استفاده از پوسته و كنجاله تخم پنبه اقدام به نصب آسباب و ميكسر نمود. اولين خوراكي كه در كارخانه مزبور تهيه شده مخلوطي از پوست تخم پنبه و كنجاله آن و ملاس چغندر قند بوده كه به مصرف دام مي رسيده است. سپس اقدام به تهيه خوراك طيور گرديد ؛ در آن دوران پيشدانه با 21 درصد پروتئين تا 15 روزگي ، با 19 درصد پروتئين تا 45 روزگي و پسدانه با 17 درصد پروتئين براي بعد از 45 روزگي جوجه هاي گوشتي تهيه و مورد استفاده مرغداران قرار مي گرفته است. مواد اوليه جهت تهيه خوراك طيور عبارت بود از : گندم ، جو ، سبوس ، ذرت به مقدار خيلي كم ، كشك كم نمك ، صدف و يونجه خشك.

قبل از شروع واردات ويتامينها و املاح از يونجه خشك بعنوان منابع تأمين ويتامينها به ميزان 3 تا 4 درصد در جيره طيور استفاده مي شده است. تا اينكه در سال 1341 تا 1342 مواد معدني و ويتاميني بصورت مكمل از خارج وارد گرديد. در آن زمان عده أي تصميم داشتند كه از عصاره كبد ماهي ويتامين A استخراج كرده ، آن را در جيره طيور مصرف نمايند اما با ورود ويتامين A شيميايي از تصميم خويش صرف نظر نمودند. در سال 1345 شركت سهامي خوراك دام پارس تأسيس شد و در سال 1347 با شراكت آمريكايي ها نام پارس پورينا (Poorina) را برگزيد ، كه مدت زيادي دوام نياورد و پس از ايجاد اختلاف ، مجددا" خوراك دام پارس شروع به فعاليت نمود. تا سال 52 كارخانجات دام فقط در تهران تأسيس شدند و پس از آن در شهرستانها نيز كارخانجاتي شروع به فعاليت نمودند.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384 و ساعت 16:11 |

بازار يابي تخم مرغ 

اين مطلب درباره عواملي كه در توليد و تهيه تخم مرغ و فرآورده هاي آن از مزرعه تا بازار فروش .بايستي مورد توجه قرار گيرد بحث مي نمايد

بايد سعي شود كه تخم مرغ هاي توليد شده در مزرعه با همان كيفيت اوليه بدست مصرف كننده برسد . براي حفظ كيفيت تخم مرغ ، شرايط نگهداري و حمل و نقل آن از اهميت خاصي برخوردار است . كيفيت تخم مرغ را از طرق مختلف مي توان مشخص كرد . اين روش ها عبارتند از : 1) تعيين كيفيت تخم مرغ با توجه به وضع ظاهري آن 2) با قرار دادن تخم مرغ در مقابل ونور و 3) با توجه به خصوصيات تخم مرغ بازشده .

و1-تعيين كيفيت تخم مرغ از نظر وضع ظاهري :

در اين روش اندازه, شكل ،‌رنگ و بافت پوسته ، تميز بودن و يكنواختي تخم مرغ ها در كارتن به عنوان معيار سنجش استفاده مي گردد .

الف) اندازه تخم مرغ : يكي از عوامل مهمي است كه مصرف كنندگان به آن اهميت مي دهند . تخم مرغ ها به وسيله ماشين تخم مرغ جوركن بر حسب وزن دسته بندي مي گردند جدول (1-10) .

 جدول 1-10- تقسيم بندي تخم مرغ بر حسب وزن 

وزن هر تخم مرغ (گرم)

70

جامبو

63

خيلي بزرگ

56

بزرگ

50

متوسط

42

كوچك

 مصرف كنندگان تخم مرغهاي بزرگ را ترجيح مي دهند و تخم مرغهاي بسيار بزرگ و يا كوچك بازار پسند نيستند ، زيرا در موقع بسته بندي و حمل و نقل مشكلاتي را به همراه دارد .

ب) شكل تخم مرغ : اهميت شكل تخم مرغ در تعيين كيفيت به اندازه وزن آن نيست . توصيه مي شود كه از تخم مرغهاي گرد و يا آنهائي كه شكل نا مناسب دارند براي فروش استفاده نگردد زيرا به خوبي در كارتن جا نمي گيرند و احتمال شكستگي آنها زياد است .

ج) رنگ و بافت پوسته : رنگ تخم مرغ يك خصوصيت نژادي است . تخم مرغهاي سفيد بازار بهتري دارند . تخم مرغ هائي كه پوسته آنها ناهموار و يا نازك است قابليت عرضه به بازارهاي بزرگ را ندارند و بايستي عمدتا در محل توليد و يا نزديك به آن مصرف شوند .

د) تميزي تخم مرغ : تخم مرغهاي كثيف مرغوب نبوده و كثيف بودن تخم مرغ به فساد آن كمك مي كند . شستن تخم مرغها نيز به علت از بين بردن پوشش محافظ آن شانس فساد تخم مرغ را افزايش مي دهد .افزايش دفعات جمع آوري تخم مرغ ها از آشيانه (در سيستم بستر) باعث مي شود كه تخم مرغها كمتر آلوده شوند . يكي از فوائد سيستم قفس نسبت به سيستم بستر تميز بودن تخم مرغهاي توليد شده است .

ه) يكنواختي تخم مرغهاي يك كارتن : يكنواخت بودن تخم مرغهاي داخل كارتن به بازار پسندي آن كمك مي كند . تخم مرغ هاي داخل يك كارتن بايستي از لحاظ اندازه ، رنگ و شكل يكنواخت باشند .

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384 و ساعت 16:7 |

بررسي تأثير مصرف شام با نماية گليسمي پايين بر

سطح گلوکز وانسولين خون افراد ديابتي نوع 2

بهار عظمتي، دكتر فروغ اعظم طالبان، ناصر ولايي

چكيده
مقدمه: ديابت يكي از متداولترين بيماريهاي غدد درونريز است. با توجه به اهميت تنظيم قند خون در پيشگيري از عوارض ديابت شيرين، تعيين پاسخهاي گليسمي و انسولينمي غذاهاي محتوي کربوهيدرات حايز اهميت است. هدف اين پژوهش، تعيين اثر غذاهاي با نماية گليسمي پايين در وعدة شام بر سطح قند خون ناشتا و پاسخهاي گليسمي و انسولينمي پس از صبحانه در بيماران ديابتي نوع 2 است. مواد و روشها: تحقيق به روش كارازمايي باليني تصادف? متقاطع بر روي 8 بيمار دياب (4 زن و 4 مرد) صورت گرفت. افراد به طور تصادفي شام با نماية گليسمي پايين حاوي عدس، نان سنگک و روغن مايع يا شام با نماية گليسمي بالا حاوي سيب زميني پخته و له شده، سفيدة تخم مرغ، نان لواش و روغن مايع دريافت کردند. ميزان قند و انسولين سرم افراد در حالت ناشتا و پس از صرف صبحانة استاندارد محتو? نان سفيد، پنير و چاوي در دقايق 60، 120 و 180 اندازهگيري شد. ميزان قند خون با روش آنزيمي (گلوكز اكسيداز) و انسولين سرم به روش ELISA اندازهگيري شد. 7 روزwashout در نظر گرفته شد و سپس جاي گروههاي مورد مطالعه عوض شد. براي تعيين تأثير رژيم غذاي? از آزمون t زوجي استفاده شد. يافتهها: سن افراد 6/9±7/59 سال، طول ابتلا به ديابت 5/3±5/11 سال، نماية تودة بدن 3±12/27 کيلوگرم بر متر مربع و ميزان قند خون ناشتا 7/24±88/151 ميليگرم در دس?ليتر بود. سطح گلوکز سرم در اثر مصرف شام با نماية گليسمي پايين در مقايسة با شام با نماية گليسمي بالا در دقيقة 120 به ميزان 2/67±9/277 در مقايسه با mg/dL 8/54±7/226، (03/0p<) و در دقيقة 180 به ميزان 3/75±5/229 در مقايسه با mg/dL 7/57±8/159،(05/0p<) پس از صرف صبحانه کاهش يافت. افزايش سطح زير منحن پاسخ قند خون پس از صرف صبحانة استاندارد در افراد? که شام با نماية گليسمي پايين دريافت کرده بودند در مقايسه با افراد? که شام با نماية گليسمي بالا مصرف نموده بودند، کاهش يافت ]9/6607±5/21187 در مقايسه با mg.min/dL 9/1979±13605، (01/0[p<. سطح انسولين سرم در اثر مصرف شام با نماية گليسمي پايين در مقايسه با شام با نماية گليسمي بالا در دقايق صفر، 60، 120 و 180 پس از صرف صبحانه تغيير نکرد. افزايش سطح زير منحني پاسخ انسولين خون پس از صرف صبحانة استاندارد در افرادي که شام با نماية گليسميي پايين دريافت کرده بودند، در مقايسه با افرادي که شام با نماية گليسمي بالا مصرف نمودند، تغيير نکرد. نتيجهگيري: مصرف شام با نماية گليسمي پايين باعث کاهش سطوح قند و انسولين ناشتا و پاسخهاي گليسمي و انسولينمي بعد از صبحانه در افراد ديابتي نوع 2 ميشود و اين مسأله ميتواند نقش مهمي در تنظيم قند خون اين بيماران داشته باشد.

مجله غدد درون ريز و متابوليسم 1382؛ سال ششم، شماره 1 (مسلسل 21)

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 2:53 |

 

تخم مرغ شفابخش
021543.jpg
آناهيتا معاوني 
در دنياي صنعتي امروز كه همه چيز ماشيني و مصنوعي است و حتي مواد غذايي توسط اصول مكانيزه و در مقياس بزرگ تهيه مي  شود، كميت بالاي مواد غذايي توجه به كيفيت را كاهش داده است.
امروزه متخصصان علوم تغذيه بر اين باورند كه قسمت اعظم بيماري هاي غيرواگير نظير بيماري هاي قلبي و عروقي، پوكي استخوان، كم خوني و... وابستگي كامل به غذايي دارد كه مردم جامعه مصرف مي كنند، در اين ميان پزشكان نيز كم كم به اهميت اين موضوع پي برده اند. حال بايد چاره اي انديشيد كه بتوان كيفيت غذاهاي صنعتي را به كيفيت غذاهاي خوش طعم و طبيعي زمان هاي قديم بازگرداند.
يكي از راهكارهايي كه مي  توان به اين مهم دست يافت، غني سازي است.غني سازي به معني اضافه كردن مواد مغذي به صورت هدفدار به يك فرآورده  غذايي است، حاصل اين روند ايجاد غذايي است كه مي  توان براي مقاصد خاص تغذيه اي و حتي پزشكي از آن بهره گرفت.
از ميان تمام مواد غذايي كه مي  توان آنها را غني ساخت، تخم مرغ جايگاه ويژه اي دارد. هدف اين مقاله معرفي يك تخم مرغ غني شده است كه فوايد باليني شگفت آوري دارد.
تخم مرغ غني از DHA: تخم مرغي است كه ماده اي به نام DHA به مقدار كافي در خود دارد.
DHA چيست؟ DHA دو كوزاهگزا نوئيك اسيد ماده اي است كه از لحاظ بيوشيميايي در زمره اسيدهاي چرب قرار دارد كه به سبب فرمول شيميايي خاص آن از دسته اسيدهاي چرب امگا۳-3W است. اين ماده به طور عمده در غذاهاي درياي از جمله ماهيان سردابي غيرپرورشيوجود دارد.
:DHA داراي فوايد باليني بسيار جالب و اعجاب آوري است.
نقش DHA در سلامت مادر و كودك:
DHA در تكامل مغز، چشم و سيستم عصبي نوزادان موثر است. مصرف DHA توسط خانم هاي باردار از سقط جنين، تولد نوزادان نارس، افزايش فشار خون بارداري و افسردگي پس از زايمان جلوگيري مي  كند. همچنين موجب افزايش ضريب هوشي IQ كودكان مي  شود.
نقش DHA در سلامت سيستم عصبي و بينايي:
۹۵ درصد اسيدهاي چرب۳ W موجود در مغز DHA در شبكيه چشم به ازاي هر مولكول رنگدانه بينايي 6 مولكول DHA وجود دارد. مصرف DHA باعث بهبود بينايي در بزرگسالان شده و از افسردگي و عوارض آن در آنها جلوگيري مي  كند.
نقش DHA در سلامت قلب و عروق:
مصرف اين ماده از بروز سكته هاي قلبي جلوگيري مي  كند. همچنين سبب كاهش چربي هاي مضرVLDL و تري گليسيريد TG و پايين آمدن فشار خون مي  شود.
فوايد باليني كه در بالا ذكر شد نشان دهنده اهميت مصرف اين ماده مفيد است. همراه كردن اين ماده با ويتامين E و سلنيم مي  تواند اثر بخشي آن را دو چندان كند.
اگر بتوان به دانش توليد چنين فرآورده هاي مفيدي تخم مرغ غني از DHA، ويتامين E و سلنيم در داخل كشور دست يافت درآينده اي نه چندان دور پزشكان مي  توانند به بيماران خاص خود و افراد آسيب پذير جامعه مانند كودكان، زنان باردار و سالمندان به جاي دارو، تخم مرغ غني شده تجويز كنند. به اميد فرارسيدن آن روز با شعار تخم مرغ وسلامتي به انتظار خواهيم نشست.
كارشناس ارشد بيوشيمي 
+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 2:27 |

روش فرم دهي زرده و سفيده تخم مرغ
 

 

 روش فرم دهي سفيده تخم مرغ:

هم زدن سفيده به اين دليل است كه حجم آن زياد شده و داخل آن حباب هاي هوا ايجاد شود و در نهايت شيريني را حجيم نمايد براي آنكه سفيده كاملا صحيح زده شود بايد نكات زير را رعايت كنيد. سفيده بايد تازه و خنك باشد (در يخچال باشد)، سفيده نبايد حاوي مقاديري از زرده باشد، وسايلي كه سفيده را با آن مي زنيد بايد تميز و فاقد چربي باشد، سرعت هم زدن بايد زياد باشد در غير اين صورت آب مي اندازد، براي زدن سفيده از ظرف آلومينيومي استفاده نكنيد چون رنگ آن را تيره مي كند، در مواردي كه شكر به سفيده اضافه مي شود بايد بعداز اينكه كمي سفيده را زديم و سفت شد شكر را قاشق، قاشق اضافه مي كنيم و وقتي آماده است كه اگر نوك چاقو روي سفيده خط بياندازيم آن خط تا چند دقيقه باقي بماند.

 روش فرم دهي زرده تخم مرغ:

هم زدن زرده به اين دليل است كه حجم آن زياد شده و داخل آن حباب هاي هوا ايجاد شود در نتيجه شيريني را سبك مي كند براي اين كار بايد موارد زير را مورد توجه قرار داد:

1-    زرده بايد تازه و خنك باشد

2-    زرده بايد با سرعت زيادي زده شود

3-    در زرده نبايد سفيده وجود داشته باشد

منبع : کتاب غذا ها و دسرهای تخم مرغی دنیا- ترجمه : دکتر فرناز اسماعیلی-دكتر بيتا صداقتي

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 2:15 |

تاثیر کلسترول روی پیشرفت سرطان پروستات

دكتر ابوطالب مدرسي
SetarehSorkh Scientific Group

بر طبق یک مطالعه تحقیقاتی در بیمارستان بوستون مشخص شده که سطح بالای کلسترول خون رشد تومور پروستات را تسریع میکند.
 بنابر خبر اختصاصي   از نيو كرالا , محققین همچنین دریافتند که داروهای پائین آورنده کلسترول ( از خانواده Statin ) که امروزه بطور گسترده ای در بیماران قلبی عروقی استفاده میشود میتوانند از رشد سرطان پروستات پیش گیری کنند.
این تیم تحقیقاتی با مسئولیت Micheal Freeman سلول های سرطان پروستات را به موش تزریق کردو ایجاد تومور را در آنها مشاهده کردند.
وقتی کلسترول بوسیله رژیم غذائی افزایش پیدا کند کلسترول در ناحیه اطراف سلول های سرطانی تجمع پیدا می کند .
کلسترول یک مسیر شیمیائی را فعال می کند که باعث رشد تومور می گردد.
این تحقیقات می تواند راهی را برای پیش گیری از رشد سرطان پروستات باز کرده باشد.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 2:6 |

تغذیه دام با محصولات جانبی نخل خرما


 یکی از مهمترین محصولات باغی جنوب کشور‍ ، خرما است. این گیاه با زندگی ساکنین این مناطق ، پیوندی تاریخی دارد. آنان از دیر باز علاوه بر میوه ، سایر بخشهای دیگر آن را برای منظورهای خاص بویژه صنایع دستی بکار می‌برند. امروزه با به بازار آمدن وسایل و تجهیزات آماده و کاراتر که جایگزین صنایع دستی نخل شده‌اند، کشش این بخش کمتر شده است. در نتیجه این امر و تولید بسیار زیاد خرمای کشور به عنوان اولین تولید کننده خرمای جهان ، استفاده از سایر بخشهای این درخت همچون برگ و هسته ، جهت افزایش در آمد کشاورزان و افزایش بهره وری در بخش کشاورزی امری ضروری است. همچنین از آنجا که پتانسیل استفاده از این مواد ، بیشتر به عنوان خوراک دام مطرح است و نیز با توجه به نیاز روز افزون کشور به توسعه دامداریها جهت تأمین نیاز گوشتی کشور با استفاده از برگ و هسته خرما به عنوان خوراک دام ، می‌توان بخشی از نیاز غذایی دام‌ها را از این طریق تأمین کرد.

محصولات جانبی نخل خرما :
هر یک از بخشهای مختلف نخل خرما از پتانسیل خوبی جهت استفاده به عنوان خوراک دام برخوردار می‌باشد. عمده این بخشها عبارتند از: برگ – خوشه خالی - میوه‌های نارس- میوه‌های با کیفیت بسیار پائین و هسته خرما. این مواد را می‌توان در دو دسته مواد سبزینه‌ای و بقایای میوه خرما مورد مطالعه قرار داد.

مواد سبزینه‌ای نخل خرما:
از مهمترین بخشهای نخل ، مواد سبزینه‌ای آن می‌باشد. این مواد که شامل برگ - خوشه‌های خالی از میوه هستند را می‌توان به دو صورت علوفه تازه و علوفه سیلویی برای تغذیه دام بکار گرفت.

استفاده از مواد سبزینه‌ای به عنوان علوفه تازه
از برگها و خوشه‌های خالی خرما می‌توان در تغذیه دام استفاده کرد. اثرات تغذیه با استفاده از برگهای خرما به جای جو در تغذیه گاوهای نژاد هولشتاین به عنوان مواد با حجم بالا مورد مطالعه قرار گرفته است. این آزمایشات نشان داده‌اند که بطور تقریبی 190 مگا ژول انرژی و 250 گرم پروتئین به صورت روزانه در جیره تهیه شده موجود بوده است. برگهای خرما دارای میزان لیگنین بالا - پتانسیل هضم پائین و انرژی متابولیسم کمی می‌باشد. تفاوت مشخصی بین جیوه غذایی جو و جیره برگهای خرما وجود نداشت ولی گاوهایی که به دوره شیردهی رسیده بودند همان مقدار شیر اما با کیفیت بالاتری تولید می‌کردند. وزن گاوهای پرورش یافته با برگها ، به مقدار جزیی بالاتر از سایر تیمارها بود.

استفاده از مواد سبزینه‌ای به عنوان علوفه سیلویی
مواد سبزینه‌ای خرما را می‌توان به دو صورت سیلو کرد و در تغذیه دام مورد استفاده قرار داد.

سیلوی برگهای خرما :
سیلوسازی برگهای خرما باعث افزایش ارزش غذایی برگهای خرما از طریق تخمیر میکروبی می‌شود. در این روش ابتدا برگهای خرما را که به قطعات 20 سانتیمتری تکه تکه شده‌اند، فشرده کرده و در شرایط غیر هوازی در زیر پلاستیک نگه داری می‌کنند. پس از اینکه اکسیژن زیر پلاستیک بوسیله میکرو ارگانیزم‌ها مصرف شد، لاکتوباسیل‌ها قند موجود در برگها را به اسیدهای آلی تبدیل می‌کنند. در این فرآیند رطوبت باید حدود 60% و دامنه دما 36 - 25 درجه سانتیگراد باشد، همچنین باید مقداری شیره خرما و یا ملاس چغندر قند یا نیشکر را همراه با یک منبع نیتروژن به آن اضافه کرد.

سیلوی غنی شده با پروتئین :
بقایای لیگنوسلولزی درخت خرما را می‌توان به کمک قارچهای ایجاد کننده پوسیدگی سفید تخمیر کرد نتایج تخمیر این قارچها ، تولید علوفه‌ای با میزان پروتئین 8 تا 10درصد می‌باشد.

بقایای میوه :
میوه خرما بطور عمده به منظور مصرف به صورت خام و یا فرآوری شده تولید می‌شود. بقایای میوه خرما به صورت کنجاله خرما و هسته خرما برای تغذیه دامها بویژه طیور مفید می‌باشد.

کنجاله خرما :
کنجاله نتیجه فرآیندی است که در آن از خرما عصاره گیری می‌شود مانند تولید شربت و الکل براساس نوع فرآیند عصاره گیری در این فرآوریها گوشت خرما با مقدار باقی مانده با قند با هسته و یا بدون هسته حاصل می‌شود. این مواد تحت عنوان کنجاله خرما شناخته می‌شود. کنجاله خرما را می‌توان در غذای مرغهای گوشتی مورد استفاده قرار داد و به کار بردن آن بستگی به عملی بودن این کار و هزینه نسبی کنجاله خرما برای جایگزینی غلات دارد.

هسته خرما :
یکی دیگر از بخشهای مهم خرما، هسته آن است. از دیر باز از هسته خرما جهت تغذیه دام استفاده می‌شود. از آنجا که هسته خرما ، استخوانی و سخت است از قبل آنرا خیس می‌کنند سپس به دام می‌دهند بلغور هسته خرما به واسطه داشتن مواد مغذی در مرغداریها مورد استفاده قرار می‌گیرد. هسته خرما را به علت داشتن مواد قندی قابل توجه آن می‌توان بعد از آسیاب کردن با سایر علوفه‌ها مانند ذرت ، جو ، یونجه و غیره مخلوط کرده و برای تغذیه حیوانات مورد استفاده قرار داد. ترکیبات اصلی هسته خرما عبارتند از : رطوبت ، پروتئین ، فیبر ، چربی ، کربو هیدرات ، خاکستر

منبع: http://alonefarmer.iranswiss.com

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 1:58 |
 

خواص بی نظیر ماست

ترجمه : شيما محبوبي

دانشمندان مي گويند : ماست شيرين مي تواند در غلبه به بوي بد دهان ، پوسيدگي دندان و التهابات لثه كمك كند.
 بنابر خبر اختصاصي www.SetarehSorkh.com از بی بی سی ، دانشمندان ژاپني دريافته اند كه خوردن ماست ، از سولفيد هيدروژن كه عامل اصلي بوي بد در دهان است مي كاهد .
دانشمندان تحقيقات خود را بر روي 24 داوطلب انجام دادند، عده اي كه 2 هفته ماست و محصولاتي مشابه به آن مثل پنير استفاده نكرده بودند داراي سولفيد هيدروژن به مقدار زياد در بافتهاي دهان خود بودند، اما گروهي كه روزانه 90 گرم ماست مصرف كرده بودند در پايان اين دوره سولفيد هيدروژن دهان آنها تا 80 درصد كاهش يافته و به التهابات لثه آنها بسيار بهبود بخشيده بود.
دكتر Nigel Carter رئيس مؤسسه بهداشت دندان انگليس مي گويد: ماست يك خوراك سالم است كه موجب بشاشت و مسرت شده و به سلامت دهان و دندان كمكهائی مي كند كه ما تا به حال از آن بي اطلاع بوديم.
وي افزود كه دو بار مسواك زدن در روز و كم كردن مصرف خوردني ها و نوشيدني هاي شيرين نيز به كاهش بوي بد دهان و سلامت دهان و دندان كمك مي كند.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در شنبه سیزدهم فروردین 1384 و ساعت 1:54 |

 هشدار مركز تحقيقات ماهيان استخواني نسبت به انقراض ماهي سفيد


خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا) - گروه پژوهش و تحقيقات
رئيس مركز تحقيقات ماهيان استخواني درياي خزر نسبت به صيد بي رويه ماهيان سفيد هشدار داد.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)، دكتر خاني پور در خصوص صيد انبوه بچه ماهيان سفيد در ماههاي اسفند و فروردين گفت: هر ساله با شروع مهاجرت تغذيه اي و تخمريزي ماهي سفيد در اسفند و فروردين ماه شاهد صيد انبوه بچه ماهيان سفيد در اوزان 200-150 گرم توسط صيادان دامگستر غيرمجاز هستيم.
وي افزود: صيادان با استقرار بيش از دهها هزار رشته دام كولي در منطقه ساحلي اقدام به صيد انبوه و بي رويه بچه ماهيان سفيد تكثير و رهاسازي شده توسط شيلات نموده كه عملا صدمه شديد به ذخاير ماهيان جوان باعث كاهش چشمگير صيد ماهي سفيد استاندارد در سالهاي آتي مي شود.
رئيس مركز تحقيقات ماهيان استخواني با اشاره به اينكه عدم توجه صيادان به هشدارهاي محققين مركز در سالهاي گذشته باعث كاهش چشمگير صيد ماهي سفيد استاندارد در سالجاري شده است، گفت: متاسفانه بخشي از صيد اين بچه ماهيان سفيد نيز توسط صيادان مجاز تعاونيهاي صيادي پره با استفاده از كيسه هاي چشمه ريز صورت مي گيرد.
دكتر خاني پور از صيادان خواست با عدم صيد بچه ماهي سفيد مركز را در بازسازي و حفاظت ذخاير اين ماهي ياري كنند. همچنين از مردم استانهاي شمالي كشور تقاضا كرد از خريد بچه ماهي سفيد به عنوان ماهي كولي خودداري كرده و باعث حفاظت از ذخاير ماهي سفيد شوند.
وي افزود: هر ساله حدود 180 ميليون قطعه بچه ماهي سفيد، 15 ميليون بچه ماهي سيم، 5 ميليون بچه سوف، 300 هزار بچه ماهي آزاد، 7 ميليون بچه ماهي كپور و 15 ميليون بچه ماهي كلمه براي بازسازي ذخاير آبزيان و افزايش صيد و درآمد صيادان توسط شيلات ايران تكثير و از طريق رودخانه ها به درياها رهاسازي مي شود كه متاسفانه بخش قابل توجهي از اين بچه ماهيان توسط برخي صيادان سودجو قبل از رسيدن به سن بلوغ و در سنين پايين صيد و از چرخه حيات خارج مي شوند.
+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 6:36 |

 

                                                  ‌معرفي کامل دکتر کامياب و

 

                  بررسي وارزيابي علم تغذيه در ايران ومقايسه با دنيا

در كدام‌ دانشگاه‌ها تحصيل‌ كرده‌ايد؟

 - ليسانس‌ را در دانشگاه‌ رازي‌ گرفتم، مدتي‌ در جهاد سازندگي‌ وقت‌ تا زماني‌ كه‌ فرصت‌ داشتم كه به سربازي‌ بروم، مشغول‌ به‌ كار بودم. 2 سال‌ هم‌ خدمت‌ سربازي‌ بودم‌ كه‌ مصادف‌ شد با شروع‌ جنگ، بعد از آن‌ هم‌ حدود 4 تا 5 سال در‌ وزارت‌ كشاورزي‌ سازمان‌ دامپروري‌ كشور در اداره‌ دامپروري‌ ايلام‌ مشغول‌ فعاليت‌ بودم. بعد از آن‌ تصميم‌ گرفتم‌ براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ به‌ آمريكا بروم. فوق‌ ليسانس‌ را در دانشگاه‌ ايالتي‌ ميشيگان‌ گرفتم.

  دوره‌ دكترا را در دانشگاه‌ مينه‌ سوتا بودم‌ و در حقيقت‌ فوق‌ تخصص‌ را هم‌ در دانشگاه‌ ميسوري‌ به‌ اتمام‌ رساندم. تمام‌ دوران‌ تحصيل‌ بعد از مقطع‌ ليسانس‌ كارهايي‌ كه‌ انجام‌ دادم‌ در ارتباط‌ با تغذيه‌ طيور بود‌ و بعد از يك‌ سال‌ كار در دانشگاه‌ ميسوري‌ و ارتباطاتي‌ كه‌ با ايران‌ داشتم، تصميم‌ گرفتم‌ به‌ ايران‌ برگردم‌ و شروع‌ به‌ كار كردم. حدوداً 4 سال‌ در دانشگاه‌ تهران‌ مشغول‌ به‌ فعاليت‌ بودم‌ كه‌ طي‌ همان‌ مدت، مشاور اداره‌ كل‌ تغذيه‌ طيور در معاونت‌ امور دام‌ نيز بودم. البته‌ نه‌ در اداره‌ كل‌ طيور. در آن‌ مدت‌ كه‌ ايران‌ بودم‌ با خيلي‌ از واحدها همكاري‌ نزديك‌ داشتم.

در ايران‌ چه‌ فعاليت‌هايي‌ داشتيد؟

 اولين‌ مركز تحقيقاتي‌ بخش‌ خصوصي‌ را در ايران‌ احداث‌ كردم‌ كه‌ به‌ عقيده‌ من‌ خيلي‌ با اهميت‌ بود. چرا كه‌ حداقل‌ 10 نفر از دانشگاه‌هاي‌ مازندران، كرمانشاه، دانشگاه‌ ايلام‌ و دانشگاه‌ آزاد در اين‌ مركز كار تحقيقاتي‌ را انجام‌ دادند و موفق‌ شدند كارهاي‌ بسيار مهمي‌ را ارائه‌ بدهند و فوق‌ ليسانس‌ بگيرند.

  به‌ هر حال‌ به‌ عقيده‌ من‌ بسيار باارزش‌ بود چون‌ واحدي‌ كه‌ ما آن‌ را به‌ مركز تحقيقاتي‌ تبديل‌ كرديم، بارها مورد بازديد بعضي‌ از مقامات‌ رسمي‌ هم‌ قرار گرفته‌ بود كه‌ براي‌ آن‌ها به‌ دور از باور بود، كه‌ از يك‌ سالن‌ كاهگلي‌ و قديمي‌ چطور مي‌توان‌ چنين‌ مركزي‌ را احداث‌ كرد.

 

 مركزي‌ كه‌ اتكاء مالي‌ به‌ هيچ‌ سازمان‌ دولتي‌ نداشت‌ و تمام‌ سرمايه‌ از بخش‌ خصوصي‌ تامين‌ مي‌شد و نتايج‌ هم‌ به‌ بخش‌ خصوصي‌ منتقل‌ مي‌شد، در آن‌ شرايط‌ كساني‌ كه‌ بيشتر در كار پرورش‌ طيور گوشتي‌ بودند، از نزديك‌ شاهد كارها بودند و از نتايج‌ كارهاي‌ ما بهره‌ مي‌بردند، من‌ به‌ اين‌ اصل‌ معتقد بودم‌ كه‌ در بدترين‌ شرايط‌ زماني، در صنعت‌ طيور كشور مي‌توان‌ سود برد، هر چند كم. اين‌ مجموعه‌ فعاليتي‌ بود كه‌ من‌ در ايران‌ داشتم.

 

در آمريكا چه‌ فعاليت‌هايي‌ داريد؟

 

- در دانشگاه‌ اوهايو مشغول‌ به‌ كار هستم‌ و با توجه‌ به‌ شناختي‌ كه‌ از صنعت‌ مرغداري‌ كشور داشتم‌ و همچنين‌ علاقه‌اي‌ كه‌ به‌ همكاري‌ در بخش‌ خصوصي داشتم‌ و دوستاني‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌‌پيدا كرده‌ بودم‌ ارتباطاتم‌ با ايران‌ قطع‌ نشد و به‌ همين‌ خاطر تصميم‌ گرفتم‌ از امكانات‌ علمي‌ كه‌ در ايالات‌ متحده‌ وجود دارد و توليداتي‌ كه‌ در آنجا شناخته‌ شده‌ و از نظر كيفي‌ در حد بسيار بالايي‌ هستند شروع‌ كنم‌ تا شايد بتوان‌ تحولي‌ را در صنعت‌ طيور كشور به‌ وجود آورد. در حال‌ حاضر در آنجا به‌ كار تحقيقات‌ مشغول‌ هستم.

آقای دکتر کامیاب در مورد چگونگی ارتباط با همکاران  خود در ایران توضیح فرمایید؟

 

- من‌ در ارتباط‌ نزديك‌ با بعضي‌ از واحدهاي‌ پرورشي‌ هستم و همچنین با دوستان‌ دانشگاهي‌  و احساس‌ مي‌كنم‌ هنوز حضور فيزيكي‌ در ايران‌ دارم.

آقاي‌ دكتر کامیاب فقط‌ مطالعه را بهترین راه ارتقای سطح معلومات عنوان نمود وگفت جوانان‌ به‌ دنبال‌ عنوان‌ و مدرك‌گرايي‌ نباشند. داشتن‌ عنوان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ كافي‌ نيست. اگر ما مي‌خواهيم‌ در كارها پيشرفت‌ كنيم، اگر مي‌خواهيم‌ احساس‌ وظيفه‌ كنيم‌ و تغييري‌ را در صنعت‌ به‌ وجود بياوريم‌ بايستي‌ با مطالعه‌ و آگاهي‌ علمي‌ باشد يعني‌ عنوان‌ و تيترها به‌ تنهايي‌ و تحت‌ هيچ‌ شرايطي‌ كارساز نيستند.

دکتر کامیاب اشاره نمود که بهتر است‌ با شرايط‌ علمي‌ كشور و با نيازهاي‌ علمي‌ كشور آشنا شويم‌ و قدم‌ برداريم‌ و از امكانات‌ علمي‌ كه‌ در دنيا وجود دارد، استفاده‌ نماييم، چرا كه‌ دنيا بسيار كوچك‌ شده‌ است. امروزه‌ با فشار يك‌ كليد شما اطلاعاتي‌ را از امريكا و يا اروپا پيدا مي‌كنيد. و در مورد بقيه‌ كشورها نيز اين‌ موضوع‌ صادق‌ است. بالطبع‌ از اين‌ كوچك‌ شدن‌ دنيا بايد استفاده‌ كرد و حداكثر بهره‌ را برد. سرعت‌ ارتباطات‌ البته‌ متفاوت‌ است. سرعت‌ در اينجا بسيار كم‌ است‌ ولي‌ حداقل‌ فعلاً بهتر از هيچ‌ است. در آينده‌ شايد بشود به‌ سرعت‌ دلخواه‌ اينترنتي‌ هم‌ رسيد كه‌ خواهيم‌ رسيد ولي‌ نياز به‌ مطالعه‌ مهمترين‌ قسمت‌ اين‌ موضوع‌ است.

در بخش‌ دوم گفتگو‌ دكتر عبدالرضا كامياب؛ ضمن‌ اشاره‌ به‌ اهميت‌ علم‌ تغذيه‌ در پرورش‌ طيور ديدگاه‌ خود را به‌ اختصار درخصوص‌ وضعيت‌ صنعت‌ مرغداري‌ اينچنين‌ عنوان‌ نمود:

 علم‌ تغذيه‌ يك‌ علم‌ پويا است نه استاتيك‌ و در حقيقت‌ ديناميك‌ است. به‌ چه‌ معنا؟ به‌ اين‌ معنا كه‌ اگر شما برگرديد به‌ گذشته‌ صنعت‌ مرغداري‌ در كشور، قدمت‌ تقريباً 50 ساله‌اي‌ دارد. حالا اگر برنگرديم‌ به‌ 50 سال‌ گذشته‌ به‌ دليل‌ نبودن‌ اطلاعات‌ و آمار و ارقام‌ صحيح‌ در كشور، ولي‌ اگر برگرديم‌ به‌ 10 سال‌ گذشته، مي‌بينيم‌ تركيب‌ جيره‌هاي‌ مرغداري‌هاي‌ ما اعم‌ از گوشتي، مادر، پولت‌ تخمگذار و... خيلي‌ متفاوت‌ بوده‌ و يعني‌ تغيير پذيرفته است.

 در ابتداي‌ امر، ذرت‌ و سويا و ماهي‌ بود. ولي‌ بعدها گندم‌ و جو به‌ آن‌ اضافه‌ شد و مواد ديگري‌ مثل‌ سبوس‌هاي‌ مختلف‌ مثل‌ سبوس‌ برنج، سبوس‌ گندم. بالطبع‌ اين‌ پويايي‌ و اين‌ تغييرات‌ است‌ كه‌ ما هر چند كم، در مسايل‌ تغذيه‌اي‌ كشور شاهد بوديم. بيش‌ از 6-7 سال‌ و به‌ طور كلي‌ كمتر از يك‌ دهه‌ از عمر افزودني‌ها كه‌ عمدتاً از اتحاديه‌ اروپا و كشورهاي‌ اروپايي‌ وارد كشور مي‌شد، نمي‌گذرد، بايستي‌ ما همراه‌ دنيا در جهت‌ اين‌ پويايي‌ قدم‌ برداريم.

  مسايل‌ را بايستي‌ علمي‌ نگاه‌ كنيم. علمي‌ برخورد كنيم‌ تا اينكه‌ بتوانيم‌ در كيفيت‌ و كميت‌ توليد حداقل‌ به‌ بعضي‌ از كشورهاي‌ پيشرفته‌ دنيا نزديك‌ شويم. استعدادها در كشور بسيار زياد است. چه‌ استعدادهاي‌ انساني‌ چه‌ استعدادهاي‌ طبيعي. ولي‌ آيا از اين‌ استعدادها بهره‌ مي‌گيريم؟ داشتن‌ استعدادها، به‌ تنهايي‌ كفايت‌ نمي‌كند بلكه‌ بهره‌ بردن‌ از استعدادهاست‌ كه‌ ما را به‌ جاهايي‌ مي‌رساند كه‌ ديگران‌ رسيده‌اند. اگر صنعت‌ طيور كشور را بخواهيم‌ بررسي‌ كنيم، تحت‌ هيچ‌ شرايطي، تكرار مي‌كنم‌ تحت‌ هيچ‌ شرايطي‌ نبايستي‌ صنعت‌ را بشكنيم‌ و آن‌ را تكه‌تكه‌ بكنيم. يعني‌ امروز بنشينيم‌ با مرغداران‌ گوشتي‌ جلسه‌ داشته‌ باشيم‌ و مشكلات‌ آنها را حل‌ كنيم. 6 ماه‌ بعد با پرورش‌دهندگان‌ مرغ‌ مادر جلسه‌ داشته‌ باشيم‌ و درصدد حل‌ مشكلات‌ آنها باشيم.

 شايد هيچ‌ كشوري‌ در دنيا پيدا نكنيد كه‌ قيمت‌ جوجه‌ يك‌ روزه‌ تا حدود 40% قيمت‌ تمام‌ شده‌ گوشت‌ باشد. من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ متخصص‌ تغذيه‌ به‌ همراه‌ تمام‌ دوستاني‌ كه‌ در ارتباط‌ با مسايل‌ پرورش‌ طيور مي‌باشند معتقد هستيم‌ كه‌ در سرتاسر دنيا هزينه‌ تغذيه‌ يعني‌ در حقيقت‌ هزينه‌ خوراك‌ طيور، (حالا با توجه‌ به‌ اينكه‌ ما توليدكننده‌ چقدر از مواد اوليه‌ مورد مصرف‌ هستيم‌ يا توليدكننده‌ چقدر از آن‌ مواد افزودني‌ هستيم) بين‌ 55% - 85% هزينه‌ توليد است. كشور ما نيز از اين‌ قائده‌ مستثني‌ نيست. حالا آمارهايي‌ هم‌ كه‌ در دسترس‌ هستند كه‌ به‌ درست‌ يا نادرست‌ بودن‌ آن‌ها كار نداريم‌ ولي‌ متوسط‌ هزينه‌ خوراك‌ ما زير 75% هزينه‌ توليد نيست، چطور ممكن‌ است‌ ما 75% هزينه‌ خوراك‌ داشته‌ باشيم‌ و 40% هزينه‌ جوجه‌ يكروزه‌ در ارتباط‌ با گوشت‌ مصرفي. يعني‌ از ابتدا ما داريم‌ به‌ مرغدار گوشتي‌ مي‌گوييم‌ داريد با ضرر وارد اين‌ كار مي‌شويد.

  شما حداقل‌ 15 درصد ضرر مي‌كنيد، بدون‌ درنظر گرفتن‌ هزينه‌هاي‌ مديريتي، هزينه‌هاي‌ دارويي، هزينه‌هاي‌ سوخت‌ و انرژي. پس‌ بايستي‌ به‌ اين‌ مسايل‌ به‌ شكل‌ علمي‌ نگاه‌ شود و معني‌ علمي‌ نگاه‌ كردن‌ اين‌ است‌ كه‌ كل‌ مجموعه‌ را با هم‌ مورد بررسي‌ قرار داده‌ و درنظر بگيريم. سياست‌هاي‌ تغذيه‌ كشور را درنظر  بگيريم. مواد اوليه‌ كه‌ ما در كشورمان‌ مصرف‌ مي‌كنيم‌ در كمتر كشوري‌ در دنيا وجود دارد و كمتر كسي‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كند، فكر كنيد چند تا كشور در جهان‌ هستند كه‌ سويا زير 44% پروتئين‌ خام‌ استفاده‌ مي‌كند. چند كشور در دنيا وجود دارند كه‌ ذرت‌ را با آفلاتوكسين‌ بالا استفاده‌ مي‌كنند.

  مسايل‌ و مشكلات‌ تغذيه‌اي‌ ما تنها به‌ ذرت‌ و سويا برنمي‌گردد بلكه‌ بقيه‌ مواد افزودني‌ كه‌ ما استفاده‌ مي‌كنيم‌ را نيز دربر مي‌گيرد. چند بار ما شاهد اين‌ بوده‌ايم‌ كه‌ دي‌كلسيم‌ فسفات‌هاي‌ توليدي‌ در كشور مشكل‌ داشتند و بعد از اينكه‌ متوجه‌ اين‌ مطلب‌ شديم‌ چه‌ قدمهايي‌ را در جهت‌ رفع‌ مشكلات‌ به‌ وجود آمده‌ برداشته‌ايم.

 چند بار متوجه‌ شديم‌ ذرت‌ وارداتي، كپك‌زدگي‌ بسيار بالايي‌ داشته‌ و آلودگي‌ مايكوتوكسيني‌ بسيار بالايي‌ را ايجاد نموده‌ است، چند بار ما سعي‌ كرديم‌ جلوي‌ اينگونه‌ واردات‌ را بگيريم؟ اگر اين‌ مسايل‌ را بخواهيم‌ باز كنيم‌ ساعت‌ها وقت‌ نياز دارد. در زماني‌ كه‌ من‌ در ايران‌ بودم، واردات‌ ذرت‌ حدود 5/2 ميليون‌ تن‌ در سال‌ بود. تصور كنيد اگر مسايل‌ آلودگي‌ مايكوتوكسيني، مسايل‌ رطوبتي‌ و بقيه‌ مسايل‌ را كنار هم‌ بگذاريم‌ و آنها را بررسي‌ علمي‌ كنيم‌ به‌ چه‌ نتايجي‌ دست‌ خواهيم‌ يافت.

 براي‌ مثال‌ فرض‌ كنيم‌ مواد زائد در ذرت‌ وارداتي‌ 1% بيشتر از حد معمول‌ باشد. (براساس‌ ذرت درجه2 كه‌ تعريف‌ شده‌ است‌ و يك‌ تعريف‌ جهاني‌ دارد و بايستي‌ در صنعت‌ تغذيه‌ طيور استفاده‌ شود) اگر ما 1 درصد مواد زائد و اضافه‌ در محموله‌هاي‌ ذرت‌ وارداتي‌ داشته‌ باشيم‌ ببينيد براي‌ 5/2 ميليون‌ تن‌ چه‌ رقم‌ بالايي‌ خواهد بود. چه‌ قدر هزينه‌ي‌ حمل‌ را ما داريم‌ پرداخت‌ مي‌كنيم؟ چه‌ هزينه‌اي‌ را داريم‌ پرداخت‌ مي‌كنيم‌ به‌ اسم‌ پروتئين‌ خام‌ و به‌ اسم‌ انرژي. ولي‌ داريم‌ فيبر جيره‌ را بالا مي‌بريم‌ و چه‌ مشكلات‌ تغذيه‌اي‌ براي‌ توليدكنندگان‌ به‌ وجود مي‌آوريم.

 در نهايت‌ چه‌ مرغي‌ را با چه‌ كيفيتي‌ به‌ مصرف‌ مصرف‌كنندگان‌ مي‌رسانيم. بالطبع‌ مسايل‌ به‌ اين‌ ريزي‌ را اگر ما جمع‌ عددي‌ بكنيم‌ رقم‌ها سرسام‌آور خواهد بود. حالا منهاي‌ اينكه‌ اين‌ 1%ها چه‌ هزينه‌ حملي‌ دارد. چند كاميون‌ مي‌خواهد كه‌ اين‌ها را جابجا كنيم. چند تا كشتي‌ پنجاه‌ هزار تني‌ مي‌خواهد كه‌ اينها را حمل‌ كنيم‌ و مسايل‌ اين‌ چنيني. بالطبع‌ مسايل‌ به‌ اين‌ ريزي‌ در حد 1% اختلاف‌ در كيفيت‌ مواد اوليه‌ وارداتي، ديگر اختلاف‌ در توليد 1% نيست. در توليد رقم‌ها بسيار بالاتر از اينهاست. پس‌ اگر اينها بررسي‌ شود متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ چرا اينقدر اختلاف‌ بين‌ ما و كشورهاي‌ پيشرفته‌ وجود دارد.

  بعضاً كه‌ با برخي‌ از توليدكنندگان‌ صحبت‌ مي‌كنيم‌ مي‌گويند: خب‌ ما هم‌ مثل‌ كشورهاي‌ پيشرفته‌ ذرت‌ و سويا استفاده‌ مي‌كنيم. ما هم‌ آنزيم‌ استفاده‌ مي‌كنيم. ما هم‌ بقيه‌ مواد افزودني‌ را استفاده‌ مي‌كنيم. ولي‌ چرا اينقدر در توليد فرق‌ها فاحش‌ است. بله‌ كاملا درست‌ است‌ كه‌ ما هم‌ مثل‌ آن‌ها مواد اوليه‌ مصرف‌ مي‌كنيم، ولي‌ ما، در اسامي‌ تشابه‌ داريم. جوجه‌ يكروزه‌ توليدي‌ ما چه‌ كيفيتي‌ دارد؟

  كنترل‌ كيفي‌ را چه‌ كسي‌ انجام‌ مي‌دهد؟ آيا ما تعريفي‌ براي‌ كيفيت‌ جوجه‌ يكروزه‌ داريم؟ آيا ما مي‌پذيريم‌ كه‌ تخم‌مرغ‌ نطفه‌داري‌ كه‌ وارد جوجه‌كشي‌ مي‌شود بايستي‌ از يك‌ گله‌ مادر با يك‌ سن‌ و با يك‌ وزن‌ محدود وارد جوجه‌كشي‌ بشود يا خير؟ بالطبع‌ هر كدام‌ از اين‌ مسايل‌ را بخواهيم‌ باز كنيم‌ واقعاً ساعت‌ها بحث‌ نياز داشته‌ و ساعت‌ها زمان‌ مي‌خواهد و خود اينها مسايل‌ ريزي‌ را به‌ دنبال‌ دارد كه‌ بايستي‌ به‌ آنها توجه‌ كرد. بالطبع‌ در اين‌ فرصت‌ كم‌ سعي‌ مي‌كنم‌ كه‌ فقط‌ رئوس‌ مطالب‌ را مطرح‌ كنم‌ و به‌ اين‌ اميد كه‌ به‌ كار كارشناسي‌ توجه‌ خاصي‌ داشته‌ باشيم‌ و براي‌ آن‌ اهميت‌ قائل‌ شويم.

 موضوع‌ ديگري‌ كه‌ قبلاً مطرح‌ بود، اين‌ است‌ كه‌ حدوداً 4 سال‌ پيش‌ تبليغات‌ بسيار زيادي‌ روي‌ قضيه‌ طرح‌ كشتار 42 روزه‌ شد. از معاونت‌ امور دام‌ و بخش‌هاي‌ خصوصي‌ پوسترهايي‌ درخصوص‌ طرح‌ 42 روزه‌ چاپ‌ شد، كشتار مرغ‌ براساس‌ اين‌ طرح‌ محدود كردن‌ زمان‌ رشد را به‌ همراه‌ داشت.

 با اجراي‌ اين‌ طرح‌ ما مي‌خواهيم‌ به‌ چه‌ چيزي‌ برسيم؟ بحث‌هاي‌ جانبي‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ مطرح‌ مي‌شد من‌ نمي‌خواهم‌ بگويم‌ به‌ نفع‌ اين‌ گروه‌ از بخش‌ توليدكنندگان‌ بود يا به‌ ضرر آن‌ گروه، چرا كه‌ ما مي‌خواهيم‌ از نظر علمي‌ موضوع‌ را بررسي‌ كنيم‌ به‌ طوري‌ كه‌ بايد توجه‌ كرد كه‌ آيا در كشور ما از نظر مديريت‌ پرورش‌ طيور، از نظر سالن‌ها و تجهيزات‌ و از نظر شرايط‌ آب‌ و هوايي‌ و از نظر امكانات‌ تغذيه‌اي‌ در تمام‌ نقاط‌ و مناطق، شرايط‌ يكسان‌ است؟

  جوجه‌ يك‌ روزه‌اي‌ كه‌ در شمال‌ توليد مي‌شود تا زمان‌ رسيدن‌ به‌ زاهدان، جوجه‌ 3 تا 4 روز از عمرش‌ گذشته‌ پس‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ 42 روز از كي‌ شروع‌ مي‌شود؟ با چه‌ جيره‌اي؟ با چه‌ امكاناتي؟ با چه‌ مديريتي؟ و بعد هم‌ كجاي‌ دنيا همچين‌ مساله‌اي‌ مطرح‌ است‌ كه‌ حتما ما بايستي‌ كشتار را 42 روزه‌گي‌ در سرتاسر كشور بدون‌ توجه‌ به‌ شرايطي‌ ديگر مطرح‌ كنيم‌ كه‌ البته‌ خوب‌ انجام‌ نشدن‌ اين‌ طرح‌ به‌ منزله‌ شكست‌ طرح‌ است‌ و شكست‌ طرح‌ هم‌ به‌ نظر من‌ به‌ منزله‌ي‌ ناصحيح‌ بودن‌ و ناپخته‌ بودن‌ طرحي‌ بوده‌ كه‌ مطرح‌ شده‌ ولي‌ برمي‌گرديم‌ ببينيم‌ كه‌ چه‌ هزينه‌اي‌ كرديم‌ از نظر تبليغاتي؟ چرا ما آن‌ هزينه‌ را به‌ كار نبرديم‌ براي‌ اينكه‌ اين‌ صنعت‌ را از وضيعتي‌ كه‌ هست‌ نجات‌ دهيم؟

 چرا ما بايستي‌ پراكنده‌ كاري‌ داشته‌ باشيم‌ و هر كدام‌ از اين‌ طرح‌ها را بودجه‌هاي‌ كلاني‌ در اختيارش‌ بگذاريم‌ يا بوق‌ و كرنا راه‌ بيندازيم‌ و بعد وقتي‌ به‌ جايي‌ هم‌ نرسيد و هنوز اگر مشكلات‌ در صنعت‌ باقي‌ بود بگوييم، اگر آن‌ طرح‌ اجرا مي‌شد، مشكلات‌ ما حل‌ مي‌شد. خير اينطور نيست. در صنعت‌ پرورش‌ طيور، سن‌ اقتصادي‌ پرورش‌ مي‌بايست‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ محيطي، شرايط‌ تغذيه‌اي‌ كشور، شرايط‌ مديريتي‌ و با توجه‌ به‌ كيفيت‌ جوجه‌ يك‌ روزه‌ و كيفيت‌ سويه‌ي‌ تجاري‌ يا نژادي‌ كه‌ در كشور است‌ تعيين‌ گردد. حتي‌ ممكن‌ است، سن‌ اقتصادي‌ پرورش‌ در يك‌ منطقه‌ براي‌ دو مرغدارا متفاوت‌ باشد. حالا فرض‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ طرح‌ كلاً عملي‌ بوده‌ است، چه‌ كسي‌ تصميم‌گيرنده‌ است؟

 فرض‌ بر اين‌ كه‌ ما مشكل‌ لاين، اجداد، مادر، جوجه‌ يك‌ روزه‌ و مشكل‌ تغذيه‌اي‌ نداريم. تخم‌مرغ‌ را چه‌ كسي‌ مي‌خرد؟ گوشت‌ را چه‌ كسي‌ مي‌خرد؟ كشتارگاه‌ تصميم‌ مي‌گيرد كه‌ من‌ مرغ‌ زير 2 كيلوگرم‌ بخرم‌ يا نخرم. پس‌ مي‌بينم‌ حتي‌ همان‌ كساني‌ كه‌ طرح‌ 42 روزه‌ را مطرح‌ مي‌كنند، فكر نمي‌كنند كه‌ تصميم‌ گيرنده‌ نهايي‌ من‌ توليدكننده‌ نيستم. كسي‌ ديگر است‌ كه‌ هيچ‌ نقشي‌ در توليد ندارد. نه‌ صدمه‌اي‌ از تلفات‌ مي‌بيند، نه‌ صدمه‌اي‌ از تغذيه‌ مواد اوليه‌ بدون‌ كيفيت‌ مي‌بيند، نه‌ صدمه‌اي‌ از مديريت‌ بد مي‌بيند.

 بلكه‌ يك‌ محصول‌ نهايي‌ توليد شده‌ آماده‌ را تحويل‌ مي‌گيرد و اوست‌ كه‌ تصميم‌ مي‌گيرد كه‌ پول‌ مرغدار را چه‌ وقت‌ پرداخت‌ كند و بعد هم‌ در چه‌ سني‌ يا در چه‌ وزني‌ كشتار بكند يا به‌ چه‌ شكلي‌ به‌ بازار عرضه‌ كند. ببينيد تمامي‌ اين‌ نكات‌ بايد كنترل‌ كيفي‌ داشته‌ باشد. آيا داريم؟ اگر داريم‌ چرا وضعيت‌ صنعت‌ طيور كشور به‌ اين‌ شكل‌ است؟ چرا نوسانات‌ قيمت‌ داريم؟

باز هم‌ تكرار مي‌كنم‌ چرا كه‌ اين‌ مساله‌ بسيار مهم‌ است‌ ما بايد صنعت‌ طيور كشور را به‌ شكل‌ يك‌ حلقه‌ جدايي‌ناپذير ببينيم. اگر به‌ يكي‌ از اين‌ حلقه‌هاي‌ گمشده‌ توجه‌ نكنيم، مشكلات‌ همچنان‌ وجود خواهند داشت. بايستي‌ بنشينيم‌ و در اين‌ زمينه‌ بحث‌ و بررسي‌ كنيم. به‌ طوري‌ كه‌ ببينيم‌ اين‌ سويه‌هاي‌ تجاري‌ را كه‌ وارد كشور كرديم‌ كار درستي‌ بوده‌ يا غلط. من‌ مخالف‌ اين‌ موضوع‌ نيستم.

 ولي‌ حداقل‌ به‌ مرغداري‌ كه‌ من‌ ظرف‌ مدت‌ چند روز گذشته‌ با آن‌ ارتباط‌ داشتم‌ تفهيم‌ شود كه‌ اگر جوجه‌اي‌ از يك‌ سويه‌ي‌ تجاري‌ كه‌ ميزان‌ پر كمتري‌ دارد، مي‌توان‌ آن‌ را در مناطق‌ گرمسيري‌ پرورش‌ داد. يعني‌ با اين‌ روش‌ و توصيه‌ بسيار ساده‌ مي‌توان‌ هزينه‌ توليد را هر چند به‌ طور جزئي‌ پايين‌ آورد. چنانچه‌ اين‌ رقم‌هاي‌ بسيار كوچك‌ را ما كنار هم‌ بگذاريم، خواهيم‌ ديد كه‌ چه‌ رقم‌ بزرگي‌ را تشكيل‌ خواهند داد.

 ما معتقد هستيم‌ صنعت‌ طيور كشور بعد از نفت‌ بيشترين‌ سرمايه‌ را به‌ خودش‌ اختصاص‌ داده. صنعتي‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ بازار كار را در خودش‌ ايجاد كرده‌ و يا يكي‌ از صنايعي‌ است‌ كه‌ بيشترين‌ها را به‌ خودش‌ اختصاص‌ داده‌ يا واقعاً به‌ اين‌ مساله‌ معتقد نيستيم! اگر هستيم، بررسي‌ اصولي‌ بكنيم.

آيا شما در حال‌ حاضر عمده‌ مشكل‌ صنعت‌ طيور، را كنترل‌ كيفي‌ مي‌دانيد؟

يكي‌ از مشكلات‌ عمده‌ ما كنترل‌ كيفي‌ است، ولي‌ كساني‌ بايستي‌ كنترل‌ كيفي‌ بكنند كه‌ به‌ اهميت‌ كيفيت‌ پي‌ برده‌ باشند و متوجه‌ واژه‌ كيفيت‌ باشند. ما دستگاه‌هاي‌ دولتي‌ را داريم. شما در جوجه‌كشي‌ها برويد يك‌ نفر متخصص‌ آنجا هست. حالا يا خودش‌ حضور فيزيكي‌ دارد يا مُهرش. مساله‌ من‌ اين‌ نيست. مساله‌ من‌ داشتن‌ بخش‌هاي‌ دولتي‌ با عنوان‌هاي‌ دولتي‌ نيست.

 مساله‌ من‌ اين‌ است‌ كه‌ بفهميم‌ كيفيت‌ يعني‌ چه؟ مثل‌ زماني‌ كه‌ شما مي‌رويد پرتقال‌ خريد كنيد، درشت‌ترين، آبدارترين‌ و پوست‌ نازك‌ترين‌ پرتقال‌ را انتخاب‌ مي‌كنيد. همين‌ كنترل‌ كيفي‌ را با آن‌ ديدي‌ كه‌ داريد، در صنعت‌ طيور به‌ كار ببريد. اگر جوجه‌ يكروزه‌ با كيفيت‌ داشته‌ باشيم‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ گله‌ مادر وضعيت‌ خوبي‌ داشته‌ و به‌ همين‌ ترتيب‌ اجداد و لاين‌ نيز از وضعيت‌ مطلوب‌ برخوردار بوده است.

 پس‌ اگر مواد اوليه‌ با كيفيت‌ داشته‌ باشيم و‌ جوجه‌ يك‌ روزه‌ گوشتي‌ يا پولت‌ تخمگذار يا بوقلمون‌ مطلوب ،  مديريت‌ با كيفيت‌ و مديريت‌ درست‌، توليد بسيار درستي‌ خواهند داشت. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ حقيقتاً ما بفهميم، مفهوم‌ كيفيت‌ يعني‌ چه؟ اينكه‌ ما فلان‌ ارگان‌ دولتي‌ را داريم، يا داراي‌ فلان‌ آزمايشگاه‌ هستيم‌ كافي‌ نيست.

  بارها مي‌شنويم‌ ما آزمايشگاه‌ در مرز داريم‌ ولي‌ برمي‌گرديم‌ به‌ گذشته‌ 10 ساله. اعلام‌ كنيم‌ چه‌ مقدار سويا وارد كشور شد كه‌ زير 44% پروتئين‌ خام‌ داشت. يك‌ محاسبه‌ اقتصادي‌ كنيم، كه‌ اگر همان‌ سويا، سوياي‌ 5/48 درصد پروتئين‌ خام‌ بود چه‌ قابليت‌ هضمي‌ مي‌توانست‌ داشته‌ باشد؟ چه‌ مقدار هزينه‌ كمتري‌ براي‌ حمل‌ پرداخت‌ مي‌كرديم؟

 چه‌ مقدار هزينه‌ نگهداري‌ كمتري‌ داشتيم‌ و چه‌ گوشت‌ با كيفيت‌ و كميت‌ بالايي‌ را ما مي‌توانستيم‌ توليد كنيم؟ كيفيت‌ از نظر من‌ يعني‌ اين. يعني‌ مواد اوليه‌اي‌ كه‌ در دنيا وجود دارند بررسي‌ كنيم‌ نه‌ اينكه‌ واردكننده‌ چه‌ كسي‌ هست‌ و ارتباطات‌ ما با واردكننده‌ چيست؟

 جوجه‌ يك‌ روزه‌ را هم‌ همين‌طور بررسي‌ مي‌كنيم‌ جوجه‌ يك‌ روزه‌ به‌ طور متوسط‌ از 400 تومان‌ در هر قطعه‌ تا 350 تومان‌ مي‌باشد ولي‌ اين‌ قيمت‌ها متفاوت‌ است‌ جوجه‌ ديگري‌ 150 تومان‌ تا 70 تومان‌ در هر قطعه‌ كه‌ يك‌ اختلاف‌ 3-4 برابري‌ را شاهد هستيم. حالا همه‌ اطلاع‌ دارند پايين‌ترين‌ قيمت‌ جوجه‌ مربوط‌ به‌ مديريت‌ دولتي‌ يعني‌ جوجه‌ آرين‌ است، برگرديد و چند ماه‌ گذشته‌ را بررسي‌ كنيد.

  ببينيد آيا پايين‌ترين‌ قيمت‌ مربوط‌ به‌ اين‌ جوجه‌ بوده‌ يا نه؟ چرا ؟ چه‌ كسي‌ بايستي‌ توضيح‌ بدهد؟‌ ما آنجايي‌ كه‌ نياز است‌ صحبت‌ كنيم، از افتخارات‌ ما اين‌ است‌ كه‌ براي‌ كشور لاين‌ داريم. حالا چرا فراموش‌ مي‌كنيم‌ و نمي‌خواهيم‌ بررسي‌ كنيم‌ كه‌ اين‌ افتخارات‌ ما چرا بعد از اينكه‌ 3-4 تا سويه‌ تجاري‌ وارد كشور شده‌است مي‌بينيم‌ كه‌ در پايين‌ترين‌ رده‌ قرار گرفته است چرا بايستي‌ اين‌طور باشد؟

خوب‌ به‌ نظر مي‌آيد كه‌ مديريت‌ لاين‌ عوض‌ شده است، اميدواريم‌ كه‌ مديريت‌ جديد موفق‌ باشد ولي‌ آيا واقعاً اصرار لازم‌ است‌ در حالي‌ كه‌ ما بعد از 2 دهه‌ به‌ اينجا رسيديم‌ كه‌ جوجه‌اي‌ را توليد كنيم‌ كه‌ با استفاده‌ از سويه‌هاي‌ تجاري‌ وارداتي‌ در پايين‌ترين‌ سطح‌ ممكن‌ از نظر قيمت‌ قرار بگيرد؟ آيا لزومي‌ دارد كه‌ ما هنوز روي‌ آرين‌ اصرار داشته‌ باشيم‌ يا مجموعه‌ مديريتي‌ كه‌ به‌ اينجا رسيد؟ چرا هيچ‌كس‌ پاسخگو نيست؟ اصلاً كسي‌ پاسخ‌ مي‌دهد؟ به‌ هر حال‌ من‌ فكر نمي‌كنم‌ كه‌ كسي‌ در مجموعه‌ لاين‌ مجاني‌ كار كرده‌ باشد.

‌شما راجع‌ به‌ صادرات‌ صحبت‌ فرموديد الان‌ ببينيد ما در بخش‌هاي‌ مختلف‌ كشاورزي‌ مثل‌ گندم و مسايل‌ ديگر خودكفا شديم‌ ولي‌ بحثي‌ كه‌ امروزه‌ مطرح‌ مي‌باشد خودكفايي‌ به‌ چه‌ قيمت؟ يعني‌ ما الان‌ اگر در شير خودكفا شديم‌ به‌ چه‌ قيمتي‌ خودكفا شديم؟ يا الان‌ در گوشت‌ مرغ،. شنيده‌ايم‌ امريكايي‌ها در هر جاي‌ دنيا زير يك‌ دلار گوشت‌ مرغ‌ تحويل‌ مي‌دهند! چطور مي‌شود كه‌ ما در كنار خليج‌فارس‌ به‌ كشورهاي‌ عربي‌ نمي‌توانيم‌ اين‌ كار را بكنيم‌ ولي‌ آن‌ كشور با اين‌ هزينه‌ حمل‌ و نقل‌ سنگين‌ اين‌ كار را مي‌تواند بكند.

  يعني‌ مي‌خواهم‌ بدانم‌ چه‌ تفاوتي‌ وجود دارد آيا نهاده‌هاي‌ وارداتي‌ كه‌  است‌ روي‌ قيمت‌ گوشت مرغ‌تاثيرگذار يا همين‌ سوء مديريت‌ها، يا          كنترل‌ كيفي‌ ماست؟ چه‌ مشكلي‌ داريم؟

اگر بخواهم‌ پاسخ‌ شما را من‌ در يك‌ كلام‌ بگويم‌ بر مي‌گردد به‌ كيفيت. وقتي‌ كيفيت‌ در مديريت‌ بود آن‌ كيفيت‌ به‌ سطوح‌ پايين‌ منتقل‌ مي‌شد و به‌ همين‌ ترتيب‌ وقتي‌ كيفيت‌ در توليد بود، باز به‌ سطوح‌ ديگر منتقل‌ مي‌شود.

جناب‌ آقاي‌ دكتر اين‌ موضوعات‌ آيا ربطي‌ به‌ قيمت‌ نهاده‌ها ندارد؟ (چون‌ اكثر نهاده‌هاي‌ ما وارداتي‌ است) يعني‌ ما مي‌توانيم‌ با همين‌ قيمت‌          نهاده‌ها گوشت‌ با قيمت‌ پايين‌  توليد كنيم؟

چرا حتماً ربط‌ دارد. ولي‌ همين‌ پولي‌ را كه‌ ما داريم‌  براي‌ همين‌ مواد اوليه‌ وارداتي‌پرداخت‌ مي‌كنيم  با همان‌ پول‌ مي‌شود جنس‌ با كيفيت‌ بهتر وارد كشور كرد كه‌ از نظر كاهش‌ هزينه‌ توليد موثر باشد. ما هر چقدر مواد اوليه‌ با كيفيت‌ پايين‌ استفاده‌ ‌كنيم‌ هزينه‌ توليد ما بالا مي‌رود. تلفات‌ را بايستي‌ جزء هزينه‌ توليد گذاشت. شما داريد كشور ما را مقايسه‌ مي‌كنيد با جايي‌ كه‌ حدود 2% تلفات‌ دارد ولي‌ اينجا 10% تا 12% تلفات‌ در سال‌هاي‌ گذشته‌ داشتيم‌ كه‌ در كشور ما قابل‌ قبول‌ بوده‌ است.

پس‌ ما اينجا حدوداً 10% تلفات‌ اضافي‌ داريم. اين‌ 10% تلفات‌ اضافي‌ چند روز طول‌ دوره‌ي‌ پرورش‌ را طولاني‌تر مي‌كند همه‌ي‌ اينها هزينه‌هاي‌ اضافي‌ است‌ كه‌ ما داريم‌ متحمل‌ مي‌شويم‌ و اين‌ هزينه‌هاي‌ اضافي‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ اختلاف‌ در قيمت‌هاي‌ تمام‌ شده‌ محصول‌ نهايي‌ در سطوح‌ جهاني‌ داشته‌ باشيم.

بالطبع‌ اگر آنها به‌ جايي‌ رسيده‌اند كه‌ حدوداً 80 ميليارد دلار صادرات‌ كشاورزي‌ دارند، برمي‌گردد به‌ مساله‌ كيفيت‌ و توجه‌ نمودن‌ به‌ كيفيت‌ و قوانين‌ محكمي‌ كه‌ در ارتباط‌ با كيفيت‌ است.

 شما در امريكا اگر  بخواهيد سوياي‌ 37% - 38% پروتئين‌ خام‌ پيدا كنيد، اصلا كسي‌ باورش‌ نمي‌شود كه‌ چنين‌ سويايي‌ وجود داشته‌ باشد. سويا يا 44% است‌ يا 5/48% يعني‌ بين‌ 44% تا 5/48% و بعضي‌ مواقع‌ حتي‌ تا 50% نيز مي‌رسد كه‌ ما در ايران‌ چنين‌ چيزي‌ را نداريم.

واردكننده‌ هستيم‌ ولي‌ واردكننده‌ با كيفيتي‌ نيستيم. ما هزينه‌ها را پرداخت‌ مي‌كنيم‌ ولي‌ جنسي‌ را كه‌ كيفيت‌ ندارد مجوز وارداتش‌ را صادر مي‌كنيم. پس‌ تا زماني‌ كه‌ اين‌ مشكلات‌ را داريم‌ اصلاً مقايسه‌ كردن‌ به‌ نظر من‌ درست‌ نيست‌ و به‌ بيراهه‌ رفتن‌ است.

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 6:33 |



بزرگترين‎‎ شكلات‎ تخم‎ مرغي‎ جهان
منبع: واحد مرکزي خبر 

 

بلژيكي‎ ها با ساختن‎‎ بـزرگتـريـن شكلات‎‎ تخم‎ مرغي‎ تاريخ‎ به‎ مناسبت فرا رسيدن‎ عيد پاك‎ , ركورد شكستند.

 اين‎‎ شكلات‎ تخم‎ مرغي‎ كه‎ طول‎ آن 832 متـر و وزنش‎ يكهزارو 950 كيلوگرم‎ است‎ , در شهر سنت‎ نيكلاس‎ به‎‎ نمايش‎ گذاشته شد.

 بزرگترين‎ تخم‎ مرغ شكلاتي‎ پيشتر درسال‎ 1996 در شهر كوازولو ناتال‎ آفريقاي‎ جنوبـي‎ بـه‎ طول‎ 765 متر ساخته‎‎ شده بود.

آخرين‎ يكشنبه‎‎ ماه مـارس‎ عيـد پـاك‎ اسـت‎ و كاتوليك‎ هاي‎ جهان‎‎‎ آن را جشن مي‎ گيرند .

دراين‎‎ روز به‎‎ بچه ها مي‎ گويند از آسمـان شكلات‎ به‎ زمين‎ مي‎ ريزد و صبح‎ عيـد پـاك‎ در باغچه‎ ها مي‎توان‎ شكلات‎‎ يافت.


اين‎ شكلات‎ ها به‎‎ شكل‎ تخم‎ مرغ ساخته مي‎شوند و معمولا دراين‎ روز مردم‎ به‎ يكديگرشكلات‎هاي‎ تخم‎ مرغي‎‎ پيشكش‎ ميدهند.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 6:26 |
سال خروس با تولد پسر آغاز شد

روزنامه ايران:نخستين نوزاد سال ۸۴ پسر و آخرين نوزاد سال ۸۳ دختر است.
نخستين نوزاد سال جديد كه نخستين فرزند والدينش است در ساعت ۱۶ و ۳ دقيقه و در لحظه
تحويل سال به دنيا آمد. اين نوزاد پسر با ۲ كيلو و۵۰ گرم وزن و ۵۲ سانتى متر قد به
صورت طبيعى از مادرى به نام زينب قاسم جعفرى ۲۲ ساله در بيمارستان شهيد اكبرآبادى
به دنيا آمد. پدر اين نوزاد كه ناصر فتاحى نام دارد درباره تولد كودكش گفت: يك سال
و سه ماه قبل با همسرم ازدواج كردم و چند ساعت قبل از سال تحويل همسرم را كه دچار
درد زايمان شده بود به بيمارستان شهيد اكبرآبادى رسانديم. لحظه سال تحويل بود و من
در پشت اتاق زايمان نگران و مضطرب بودم تا اين كه چند ثانيه پس از تحويل سال يكى از
پرستاران از اتاق عمل بيرون آمد و خبر به دنيا آمدن پسرم را به من داد. وى ادامه
داد: نام او را اميرمهدى گذاشتم و از به دنيا آمدن اولين فرزندم كه باعث روشن شدن
چراغ زندگى مان شد خوشحال هستم. آخرين نوزاد سال ۸۳ يك دختر بود. اين دختر كه فرزند
سوم عزيزه رجب على حسينى ۳۰ ساله و رضا غلامى است ساعت ۱۴ و ۱۰ دقيقه روز ۳۰
اسفندماه در بيمارستان شهيد اكبرآبادى به دنيا آمد.

نخستين دوقلو

نخستين دوقلوى سال ۸۴ در اولين روز فروردين به دنيا آمد. اين دو نوزاد كه دختر
هستند از مادرى ۲۲ ساله به نام زهرا قلى خانى در دومين زايمان به دنيا آمدند. اين
دوقلوها كه يكى از آنها ۲ كيلو و نيم و ديگرى ۱ كيلو و ۸۰۰ گرم وزن دارند در ساعت
۱۲ نيمه شب اول فروردين ماه به دنيا آمدند

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 3:29 |
تنها بيمارستان قورباغه ها بسته شد

هموطن آنلاين :پس از 5 سال بستن شكستگي هاي دست و پا و يا درمان بيماري هاي مختلف، تنها بيمارستان قورباغه هاي استراليا به دنبال نداشتن سرمايه كافي و لازم تعطيل شد.

اين بيمارستان كه در قست شمالي شهر كوئنزلند قرار گرفته بود، در آن واحد مي توانست از 200 دوزيست مختلف نگهداري و مراقبت كند.

به هر حال اگر چه اين بيمارستان در طول فعاليت هاي خود توانسته بود بيماران بسياري را درمان كند، افزايش بهاي روش هاي درمان و همچنين نبود سرمايه لازم موجب شد تا بالاخره قورباغه هاي بيمار استراليايي براي هميشه ناكام بمانند.

پزشكان اين مركزي درماني با ناراحتي فراوان به خبرنگارها گفتند كه ديگر از اين پس هيچ بيماري را قبول نخواهند كرد.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 3:24 |
هزينه نگهداشتن سگ از داشتن ب.ام.و آخرين مدل بيشتر است

جام جم آنلاين: مطالعه و تحقيق جديدي در انگليس نشان مي دهد كه هزينه نگهداشتن يك شگ از داشتن يك ب.ام.و آخرين مدل بيشتر است.
به گزارش روزنامه سان در اين تحقيق كه از ميان 2000 انگليسي صاحب سگ بعمل امده نشان مي دهد كه هزينه ميانگين نگهداشتن يك سگ تا پايان عمر در خانه 20 هزار پوند است كه با اين پول مي توان هزينه يك ماشين ب.ام.و آخرين مدل را تا زمان اكسپاير پرداخت كرد و يا با كشتي مجلل ” كوئين اليزابت 2 “ به دور دنيا سفر كرد.
بر اساس اين گزارش سگها به طور ميانگين ده سال عمر مي كنند كه با اين حساب هزينه نگهداري انها سالانه 2 هزار پوند است. اين هزينه ها شامل خريد حيوان ، غذا ، دامپزشك ، دارو ، نظافت و...است. اين تحقيق نشان مي دهد كه 79 درصد از دارندگان سگ اساسا متوجه اين هزينه گزاف نبوده اند.
سان در ادامه گزارش خود نوشته است كه نگهداشتن سگ در خانه يكي از پر هزينه ترين عادات انگليسي ها است در حاليكه اگر از عمده انها پرسيده شود چرا ماشين نمي خرند جواب مي دهند كه قادر به پرداخت هزينه نگهداري ان نيستند!

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 3:22 |

اربعین سالار شهیدان

 

 حضرت امام حسین (ع)

 

تسلیت باد.

 

کربلا 

حجت‌الاسلام جواد محدثي

 «منا» يك قربانگاه بود  و ... «كربلا»، قربانگاهي ديگر.

تنها هاجر و ابراهيم نبودند كه «اسماعيل» را به «مذ بح» آوردند،

محمد و علي و فاطمه (عليهم‌السلام) نيز «حسين» را به قربانگاه عشق فرستادند.

براي رسيدن به كربلا، بايد اراده‌اي آهنين، قلبي شجاع و عشقي سوزان داشت و در اين سفر، بايد ره ‌توشه‌اي از صبر و يقين، پاپوشي از توكل، سلاحي از «ايمان» ‌و مركبي از «جان» داشت، تا به منزل رسيد، چرا كه راه كربلا، از «صحراي عشق» و «ميدان فداكاري» و پيچ و خم خوف و خطر مي‌گذرد.

زائر حسين (ع) بايد تمثيلي از شدايد و رنج‌ها و سوز و گدازها و خوف و عطش‌ها را در خويش پديد آورد و كربلايش «كرب» و «بلا» باشد.

دانشگاه كربلا باز است و شاگرد مي‌پذيرد، از هر جا كه باشد، هر كه باشد....

اي حسين ... اي عارف مسلح! كربلاي تو، عشق را معني كرد و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور هميشگي در همة ز‌مان‌ها و زمين‌ها بود.

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 3:4 |

تبديل سلول های پايه به سلول های عصبی به کمک تخم مرغ

جام جم آنلاين: دانشمندان موفق شده اند سلول های پايه استخراج شده از مغز استخوان افراد بزرگسال را با پيوند زدن آنها به جنين آسيب ديده مرغ، به سلول های عصبی تبديل کنند.
به گزارش بي بي سي ، گروه محققان دانشگاه اسلو ، در نروژ ، اميدوار است اين پيشرفت به ايجاد منابع تازه سلولی برای معالجه بيماری های مغزی مانند پارکينسون منجر شود.
به نظر می رسد که سازوکار ترميمی جنين مرغ بر سلول های پايه اثر کرده و آن را دچار تغييرات بنيادين کرده باشد.
جزئيات اين مطالعه در نشريه "پيشرفت های آکادمی ملی علوم" منتشر شده است.
سلول های پايه سلول هايی هستند که قابليت بدل شدن به کليه انواع بافت ها را دارند اما سلول های پايه استخراج شده از مغز استخوان افراد بزرگسال معمولا فقط سلول های خون و سلول های سيستم دفاعی بدن را توليد می کند.
با اين حال ، آزمايش ها نشان داده است که احتمالا امکان تبديل آنها به سلول های عصبی به کمک شيوه های خاص وجود دارد البته تلاش ها برای انجام اين کار در گذشته نسبتا ناموفق بوده است.
دانشمندان در مواردی اندک موفق شده اند شاخص های ملکولی نورون ها (ياخته های عصبی) را شناسايی کنند اما نتوانسته اند سلول های کامل را که به درستی به يکديگر پيوند خورده اند ايجاد کنند.
با اين حال ، سلول های پايه استخراج شده از مغز استخوان که به داخل تخم مرغ تلقيح شدند به سلول های عصبی کامل بدل شدند.
در مجموع 10 درصد سلول های پايه در اين فرآيند تغيير هويت دادند که رقمی چشمگير به حساب می آيد.
محققان در مقاله خود نوشتند:اين پيشرفت ممکن است امکانات تازه ای در زمينه توليد انبوه نورون ها از مغز استخوان بيمار ايجاد کند

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 2:56 |