تبليغاتX
انجمن علمی دامپزشکان ایران

يک نامه‌ي خصوصي براي 

 "دکتر محمود احمدي‌نژاد"

محمدحسين جعفريان
آقاي دکتر!
مي‌گويند وقتي کسي از شما چيزي به قرض مي‌خواهد، تا هنگامي که قول مساعدي به او نداده‌ايد، ديني نسبت به شما ندارد. اما از لحظه‌اي که پذيرفتيد مقداري به او قرض بدهيد، به همان مقدار به او بدهکاريد و در واقع اين شما هستيد که بايد قرض‌تان را ادا کنيد.
آقاي دکتر!
شما از 3/4/84 به ملت ايران مقروض شده‌ايد و چه سخت است اداي اين قرض!
نگارنده‌ي اين قلم و همه‌ي آن‌ها که از آبرو و هستي خود مايه گذاشتند تا اميدهاي خفته‌ي اين سرزمين و اين انقلاب را در بروز و تجلي شعارهاي زيباي شما تماشا کنند، تا ديروز، خادمان ستادهاي شما و از امروز طلب‌کاران و مراقبمان رفتارتان خواهند بود. نمي‌خواهم شبيه آن اعرابي که به خليفه‌ي دوم هشدار مي‌داد که چنان‌چه پا کج بگذارد، چگونه راستش خواهد کرد، به شما هشداري داده باشم. بلکه بر آنم تا شمه‌اي از آن‌چه که طي يک‌ماه گذشته در اين ديار گذشت و شايد به سبب شور و مشغله‌ي انتخاباتي از نگاه شما پنهان مانده باشد را،‌ براي شما نيز نقل کنم. مي‌خواهم به شما بگويم چه کساني را مي‌شناسم! فقط همين!
آقاي دکتر!
من جان‌بازي را مي‌شناسم که تا مهاجرت از اين ديار و اقامت در بيرون مرزهاي ايران اسلامي تار مويي فاصله داشت. ويزايش را گرفته بود و چمدان‌ها را بسته بود که خبر کانديداتوري و شعارهاي شما را شنيد. او داوطلبانه به يکي از ستادهاي استاني شما پيوست. تلفن هم‌راه و منزل او هفته‌ها در خدمت تبليغ شما و شعارهايتان بود. حالا که شما رئيس‌جمهور شده‌ايد، چمدان‌هاي او باز شده و اجاره‌نامه‌ي خانه‌اش را تمديد کرده است. حالا دارد تلفن هم‌راهش را مي‌فروشد تا بتواند صورت‌حساب تلفن‌هايش را در اين هفته‌ها بپردازد. اما چنان با حرارت از شما سخن مي‌گويد که از فرماندهان شهيدش در شلمچه!
من پدر شهيدي را مي‌شناسم که پس از ده‌سال، شعارهاي شما او را به پاي صندوق رأي آورد. مي‌گويد اميدهايم زنده شده است. مي‌گويد: «او(شما) مرا به ياد مرتضي(فرزند شهيدش) مي‌اندازد.»
او عصر شنبه‌اي که گذشت به گورستان شهدا رفت تا به فرزند شهيدش نويد روزهايي پراميد و درخشان را بدهد.
من دانش‌آموزي را مي‌شناسم که پولِ تو جيبي ِ يک‌ماهه‌ي خود را به ستاد شما در شهرستاني دور افتاده هديه کرد. او در تمام اين مدت تصاوير و زندگي‌نامه‌هاي رنگارنگ‌تان را هر روز از شهرستان کوچکش به روستاي محروم خود مي‌برد. ظهر شنبه چهارم تيرماه، پس از شنيدن خبر پيروزي‌تان، از شدت خوش‌حالي زبانش بند آمده بود.
من جوانان اميدواري را مي‌شناسم که... لابد به تمام اين صحنه‌ها و تصاوير انديشيده‌ايد. حتماً کساني اين را به شما گفته‌اند که؛ خيلي شجاعيد! خيلي خيلي شجاعيد! براي کسي که براستي باور دارد؛ قيامتي هم هست و ايمان دارد که به "ذره" و "مثقال" بايد پاسخ‌گوي اعمالش باشد، شانه دادن به زير بار امانتي چنين هنگفت، جگر شير مي‌خواهد و لابد در آن جثه‌ي 52 کيلويي، چنين جربزه‌اي بوده است که به سفر عشق آمده است.
آقاي دکتر!
دلم مي‌خواهد بگويم؛ «واي و خوشا به حالتان!» واي اگر نتوانيد يا نخواهيد عامل باشيد به آن‌چه که به اين ميليون‌ها چشم اميدوار ِ آبادي ِ ايران، وعده کرده‌ايد. واي! چرا که بسياري خواهند آمد تا نگذارند، ‌چنان‌چه هجوم حيرت‌آورشان را به‌ويژه در دور دوم انتخابات ديديد. واي که چه آزمون سختي! واي که چه روزهاي پر درد و مشقتي! واي که...
و خوشا به حالتان که اين پيروزي نبود مگر لطف خداوندي و خداوند با صادقان است.
خوشا به حالتان که با کم‌ترين تبليغ و هياهو چنين آسان در قلب ميليون‌ها ايراني ِ اميدوار، خانه کرديد. خوشا به حالتان که فرصت نوکري آن‌ها را داريد. خوشا به حالتان که توانسته‌ايد در آزموني چنين عظيم وارد شويد و ان‌شاءالله سر بلند از آن بيرون بياييد. ان‌شاءالله.
آقاي دکتر!
با اين‌همه، شما هم رئيس‌جمهور "عزت‌الله سحابي" هستيد و هم رئيس‌جمهور "حاج‌منصور ارضي"، هم رئيس‌جمهور "توليد کنندگان جوجه يک روزه" که در انتخابات گذشته از رقيب شما حمايت کردند و هم رئيس‌جمهور کلي توليد کننده‌ي ديگر که باز هم از رقيب شما حمايت کردند. هم رئيس‌جمهور "افسريه" و هم "جردن"، "نازي‌آباد" و هم خيابان "فرشته" هم رئيس‌جمهور شمال و هم جنوب و هم شرق و هم غرب کشور، هم رئيس‌جمهور... حتماً‌ مولا علي(ع) "امر بين الامرين" را براي چنين روزي توصيه فرموده‌اند.

منبع : سایت لوح

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 و ساعت 1:23 |

 دکتر محمود احمدی نژاد

 

دكتر محمود احمدي‌نژاد سال1335 در شهرستان گرمسار به دنيا آمد، پدر ايشان آهنگر بوده و هفت فرزند داشت، محمود احمدي‌نژاد فرزند چهارم خانواده است و از يك سالگي به همراه خانواده خود از آن شهرستان كوچ كرده و در تهران اقامت گزيدند، وي دوران تحصيلات خود را تا مقطع پايان متوسطه در مدارس تهران از جمله مدرسه سعدي و دانشمند پشت سرگذاشته و با كسب رتبه 130 از كنكور سراسري قبول شده و در سال 1354 در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت دوره تحصيلات عالي را شروع كرد، در سال 1365 در مقطع كارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 68 نيز به عضويت در هيأت علمي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت درآمده و در سال 1376 نيز موفق به دريافت مدرك تحصيلي دكتراي مهندسي و برنامه‌ريزي حمل و نقل ترافيك شد، ايشان ضمن تدريس در دانشگاه مذكور استاد راهنمايي دهها پايان نامه معتبر و علمي كارشناسي ارشد در زمينه‌هاي مختلف مهندسي بوده است.

 محمود احمدي‌نژاد پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در كسوت دانشجو با شركت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و با مشاركت در تهيه و توزيع اعلاميه‌هاي روشنگر قدم در راه خيل مبارزان انقلاب گذاشت، وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي از پايه‌گذاران انجمن اسلامي دانشجويان بود.

 دكتر احمدي‌نژاد از مرداد سال 1358 به عنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت براي شركت در جلسات به حضور حضرت امام (ره)مشرف مي‌شد، كه استمرار اين جلسات در حضور مقام‌معظم‌رهبري زمينه شكل‌گيري شوراي اوليه دفتر تحكيم وحدت را مهيا كرد.

 ايشان با شروع جنگ تحميلي به منطقه غرب شتافت و تا سال 1364 در فعاليت‌هاي پشتيباني منطقه تلاش كرد و در سال 1365 داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوسته و با طي دوره‌اي در قرارگاه رمضان در عمليات برون مرزي كركوك شركت نمود و بعد از آن نيز به عنوان مسئول مهندسي رزمي لشگر 6 ويژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استانهاي غربي كشوربه خدمت پرداخت.

 دكتر احمدي‌نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوي و همچنين 2سال به عنوان مشاور استاندار  كردستان خدمت به مردم استانهاي آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال 1372 در شرايطي كه به عنوان مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي فعاليت مي‌كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. ايشان در كنار راه‌اندازي تشكيلات اداري استان سه سال پي در پي بعنوان استاندار نمونه كشور انتخاب شد، استانداري اردبيل در زمان مديريت ايشان عليرغم محدود بودن فصل كار عمراني به دليل سردسيري منطقه، در سالهاي 74 و 75 طبق رده‌بندي سازمان برنامه‌ و بودجه در زمينه فعاليت عمراني به عنوان استانداري برتر شناخته شد.
دكتر احمدي‌نژاد پس از بازسازي 7500 واحد مسكوني تخريب شده در جريان زلزله كه در طول مدت كوتاه 7ماه صورت گرفته بود، مورد تقدير قرار گرفت.
محمود احمدي‌نژاد در مهرماه سال1376 به دوره خدمت در استانداري اردبيل پايان داده و از آن پس تا كنون به عنوان عضو هيأت‌علمي دانشكده عمران دانشگاه علم و صنعت مشغول تدريس و انجام فعاليت‌هاي مختلف علمي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي بوده است. وي در 13 ارديبهشت ماه سال1382 طبق مصوبه دويست و چهل‌و هفتمين جلسه متناوب و دومين جلسه اعضاء دوره دوم شوراي اسلامي شهر تهران به عنوان شهردار تهران انتخاب شد و دوره‌ ديگري از تجربه خدمتگزاري خود را در كلان شهر تهران آغاز نمود.
سوابق و تجربيات ذيل را نيز مي‌توان به متن زندگينامه وي اضافه كرد.
- روزنامه‌نگاري.
- مؤسس و عضو انجمن تونل .
- عضو انجمن مهندسين ايران.
- عضو انجمن مهندسين راه و ترافيك آسيا و اقيانوسيه .
- عضو اولين شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت .
- عضو اولين شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دفتر تحكيم وحدت .
- عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين .
- عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي.از سايت http://mardomyar.com

 

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 و ساعت 1:9 |

 

 و اینک احمدی نژاد

چه كسي گمان مي‌كرد كه «محمود احمدي‌نژاد» بتواند از سد رقيبان قدرتمندي چون هاشمي، رقباي پرمدعايي مثل معين و حريفان پرطمطراقي همانند قاليباف بگذرد و در يك ماراتن نفسگير، عنوان ششمين رئيس‌جمهور ايران را به خود اختصاص دهد؟!
حتي شايد خود احمدي‌نژاد كه اكنون مي‌توان او را «رئيس‌جمهور منتخب» خواند، نيز چنين تصوري را به مخيله‌اش راه نمي‌داد.

با اين حال، احمدي‌نژاد توانست در مرحله اول، عنوان دوم را از آن خود كند و با سونامي ديگري، تمام تحليل‌ها را در هم شكند و در مرحله دوم، به جايگاهي كمتر از اولي، رضايت ندهد.
رأي بالاي احمدي‌نژاد، بي‌هيچ ترديد، حاوي نكات و پيام‌هاي زيادي است كه در اين مجال اندك، اشارت‌وار به آن مي‌پردازيم تا فرصتي ديگر كه نگاه‌هاي عميق‌تري به مسئله داشته باشيم:

1ـ احمدي‌نژاد تا همين دو سال پيش، حتي «چهره»‌ هم نبود تا بتوانيم درباره گمنام يا مشهور بودنش سخن بگوييم. او را فقط، مردم اردبيل و چند شهر كوچك در آذربايجان غربي به خاطر مي‌آوردند كه چند سالي استاندار و فرماندارشان بود و به جز آنان، دانشجويان رشته عمران دانشگاه علم و صنعت كه بايد واحدهايي را بايد با «استاد احمدي‌نژاد» پاس مي‌كردند.
با اين حال، انتخاب احمدي‌نژاد به عنوان شهردار پايتخت، «پلكان ترقي» و يا بهتر است بگوييم، «سكوي پرش» او شد.

احمدي‌نژاد در مدت دو سال گذشته، چهره‌اي كارآمد و عملگرا از خود به نمايش گذارد و توانست از رهگذر اين امر، دوستان آبادگر خود را در فتح 29 كرسي از 30 كرسي پارلماني تهران ياري رساند.
احمدي‌نژاد البته در شهرداري تهران، «شق‌القمر» نكرد، ولي رويكرد كلي او چنان بود كه بخش بزرگي از مردم پايتخت، متقاعد شدند كه اوضاع رو به بهبود است و اين، در كشوري كه مردم «حركت به جلو» را به سختي احساس مي‌كنند، بسيار ارزشمند و توجه‌برانگيز بود.

از اين رو، رأي به احمدي‌نژاد، رأي به گفتمان «عملگرايي» و «كارآمدي» است.
اين، پيامي است كه اگر سياستمداران و مديران ارشد كشور، آن را به خوبي دريابند و در توجيهات خودساخته سياسي خويش گم نكنند، براي كسب قدرت هم كه شده، ناگزير از ورود به ساحت عملگرايي مي‌شوند. اين اتفاق، اگر روي دهد،‌ بزرگ‌ترين نقطه ضعف وارد بر نظام را كه مشكل «كارآمدي ملموس» است، التيام خواهد داد.

2ـ احمدي‌نژاد از معدود مديراني است كه طي دو سال گذشته، تقريبا در هر هفته، يك بار به ميان مردم مناطق مختلف تهران رفته و از نزديك و بي هيچ واسطه‌اي با شهروندان به گفت‌وگو پرداخته و مشكلات آنان درباره مسائل شهرداري را حل كرده است.

اين حضور بي‌واسطه بين مردم، او را با ديدگاه‌هاي موجود در جامعه و نيز دردها و مشكلات واقعي مردم آشنا كرد و علاوه بر آن‌كه در اداره بهتر شهرداري به كارش آمد، به او اين توانمندي را بخشيد كه بتواند در برنامه‌هاي تبليغي خود، گفتمان مردمي‌تري نسبت به ديگر كانديداها ارائه كند، به گونه‌اي كه بسياري از رأي‌دهندگان با تمام وجود، احساس كردند كه «يكي مثل آنها» دارد «مثل آنها» حرف مي‌زند.

بايد گفت كه يكي از بزرگ‌ترين مشكلات مسئولان ما اين است كه اخبار، تحليل‌ها و واقعيت‌هاي جامعه از طريق واسطه‌هاي رسمي و غيررسمي و اطرافيانشان به آنان مي‌رسد و بديهي است كه در هزارتوي اين ارتباط غيرمستقيم با جامعه، هزار تحريف و مصلحت‌انديشي دخالت مي‌كند تا آنچه به اطلاع آقا يا خانم رئيس مي‌رسد، در بهترين حالت، تنها «بخشي از واقعيت» باشد.

الگوي احمدي‌نژاد، نشان داد كه در شرايط كنوني جامعه ما، كه كانال‌هاي ارتباطي غيرمستقيم، به طور سالم و مطمئني نهادينه نشده‌اند، بايد كوشيد به رغم بسياري از محدوديت‌ها و مشكلات، ارتباط نزديك‌تري با مردم داشت تا در برنامه‌ريزي‌ها و رويكردها، در فضايي كاملا تخيلي، سير نكرد.

3ـ احمدي‌نژاد، از معدود مديراني است كه هنوز ساده‌زيستي و تجمل‌گريزي را حفظ كرده‌اند. او همچنين در ميان خاص و عام، به سلامت نفس و درستكاري معروف است. درواقع رأي به احمدي‌نژاد، رأي به اين خصايص است كه با هزار تأسف بايد گفت كه امروز در ميان بسياري از مديران كشور، به گوهرهايي ناياب تبديل شده‌اند.

4ـ احمدي‌نژاد، به ويژه در ايام منتهي به دور دوم انتخابات، آماج شديدترين حملات قرار گرفت؛ حملاتي كه انصافا ناجوانمردانه بود. كساني كه تمايلي به پيروزي او نداشتند، در همين چند روز، آسمان و ريسمان را به هم دوختند تا چهره‌اي خشن، وحشتناك و سركوبگر از او به نمايش گذارند. اين رويكرد، به ويژه از سوي ستادهاي دكتر معين كه در دور دوم به حمايت از هاشمي برخاسته بودند، به طرز ملموسي پيگيري شد. آنان حتي از اين‌كه احمدي‌نژاد را «تير خلاص زن اعدامي‌هاي اوين» بنامند(!) ابايي نداشتند. اين رويكرد تخريبگرانه، در شرايطي در دستور كار آنان قرار گرفت كه در انتخابات دوم خرداد 76 هم، تلخي اين ناجوانمردانگي‌ها به كام طرفداران خاتمي نشسته و «جواب عكس دادن» اين رويكردها، به اثبات رسيده بود.

اين بار نيز، موج تخريب‌ها،‌ جواب عكس داد و مردم ايران كه همواره از كسي كه احساس مي‌كنند، مظلوم واقع شده است، حمايت مي‌كنند، با احمدي‌نژاد احساس همدردي كردند و بي‌گمان، اين امر، در پيروزي او سهم بزرگي داشت.

5ـ بي‌ترديد، بخشي از آراي احمدي‌نژاد، نه از سر دلبستگي رأي‌دهندگان به او كه به خاطر مخالفت آنان با هاشمي يا بهتر بگوييم، اطرافيان هاشمي، بوده است.
هرچند گمان نمي‌رود هاشمي ديگر در هيچ انتخاباتي (احتمالا به جز خبرگان) وارد رقابت شود، ولي ماجراي «هاشمي و پيرامون هاشمي» بايد به طور جدي و بي هيچ تعارفي مورد ارزيابي و نقادي قرار گيرد تا معلوم شود كه چرا شخصي مثل هاشمي و جريان پيرامون او، به وضعيتي دچار مي‌شوند كه مردم براي «نه» گفتن به آنان، بايد به ديگري رأي دهند.

6ـ احمدي‌نژاد، در انتخابات روز گذشته، بيشترين آرا را به خود اختصاص داد و از اين پس تا چهار سال آينده، رئيس‌جمهور ايران خواهد بود.
فراموش نكنيم كه وي، با رأي مستقيم مردم انتخاب شده است و اخلاق صحيح سياسي، حكم مي‌كند كه به آراي مردم، احترام گذاشته شود.
با اين حال، از اواسط روز گذشته كه اخبار و تحليل‌ها از پيروزي احمدي‌نژاد خبر مي‌داد، بسياري از آنان كه بر جايگاه‌هاي روشنفكري و نخبه‌گري و سياست‌ورزي تكيه زده بودند، در حال كوك كردن ساز مخالف بودند و در اين ميان، به رأي مردم مي‌تاختند.

اين در حالي است كه رأي‌دهندگان ديروز به احمدي‌نژاد، همان كساني بودند كه چهار و هشت سال پيش به خاتمي رأي دادند. حال، با چه منطقي مي‌توان پس از رأي مردم به خاتمي، آنان را «ملت فهيم و آگاه» دانست و پس از رأيشان به احمدي‌نژاد، به آنان اهانت كرد؟!!
جرأت پذيرش شكست، كشف خطاهاي خود و تلاش براي رفع آنها، قطعا بهترين گزينه براي جبران شكست است.

7ـ احمدي‌نژاد، مسئوليت بسيار سنگيني را بر دوش گرفته است؛ مسئوليتي بسيار سنگين‌تر از رياست‌جمهوري.
او با گفتمان اصولگرايي و با تأكيد بر ارزش‌ها و شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي به ميدان آمد و با همين رويكرد نيز برنده بلامنازع عرصه شد.
اينك، همه چشم‌ها به سوي او دوخته شده است؛‌ چه كساني كه به او رأي داده‌اند، چه آناني كه به رقيب رأي داده‌اند و چه خانه‌نشينان روز انتخابات.

به راستي، اگر احمدي‌نژاد بتواند، در مدت رياست‌جمهوري‌اش، سلامت نفس خويش را حفظ كند و ضمن اين‌كه با اعتدال و مدارا عمل مي‌كند، به افراد فاسد، ميدان ندهد و اگر بتواند مردمداري كند و رفاه و رضايت ملموس را به خانواده‌هاي ايراني ارزاني دارد، گفتمان اصولگرايي به قدرت غالب و نهادينه‌شده جامعه تبديل مي‌شود، ولي اگر احمدي‌نژاد در آنچه گفته شد، توفيق نيابد، آنگاه با توجه به اين‌كه ديگر گفتمان‌هاي درون نظام، تاكنون امتحان خود را پس داده‌اند، چه رويكردي از درون نظام خواهد توانست به اميد بعدي مردم تبديل شده، دولت را از اصولگرايان تحويل بگيرد؟
اين، جدي‌ترين دغدغه‌اي است كه احمدي‌نژاد و تيمش بايد داشته باشند.

8ـ اشتباهي كه بسياري از گروه‌ها، احزاب و حتي نهادهاي حكومتي در سال‌هاي پس از دوم خرداد مرتكب شدند، اين بود كه به جاي تعامل سازنده با منتخب مردم، تا سال‌هاي سال، به تقابل و تضعيف او پرداختند و البته دود اين نزاع بي‌حاصل و پرهزينه نيز به چشم مردم رفت.

اينك وقت آن است كه با عبرت از اشتباهات گذشته،‌ همه گروه‌ها و نهادها، ضمن محفوظ داشتن ديدگاه‌هاي خود و نيز در عين نگاه نقادانه به دولت آينده، با رئيس‌جمهور جديد همكاري كنند، زيرا برپا كردن آتش‌هاي جديد تنازع، چيزي جز فلاكت و تيره‌بختي براي ملت ايران ندارد؛ ‌ملتي كه پيشرفت و آباداني و داشتن دولتي خدمتگذار و سياست‌ورزان فهيم حق اوست.منبع : بازتاب


+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 و ساعت 1:0 |