تبليغاتX
انجمن علمی دامپزشکان ایران
انجمن صنفي دامپزشكان ايران تشكيل شد
خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۴/۰۵/۰۴‬

.

با تشكيل انجمن صنفي دامپزشكان ايران، اين انجمن فعاليت خود را از ابتداي مرداد ماه جاري آغاز كرد.

رييس انجمن صنفي دامپزشكان ايران، هدف از تشكيل اين انجمن را حمايت و پشتيباني از حقوق و منافع صنفي اعضا اعلام كرد.

"سيدمحمد آقاميري" روز سه‌شنبه به خبرنگار ايرنا گفت: با وجود اهميت دامپزشكي در سلامت و بهداشت جامعه، اين حرفه در سالهاي گذشته مورد بي‌توجهي برخي از مسئولان قرار گرفته و بخشي از دامپزشكان كشور با وجود فعاليتهاي شايسته شغلي، همچنان زير خط فقر شاخص كل بانك مركزي قرار دارند.

وي با اشاره به مسئوليت دامپزشكان در كنترل سلامت محصولات خام دامي و نقش موثر آنان دربهداشت فردي و رواني جامعه، افزود: مسئولان مي‌توانند با حمايت از خواستهاي مشروع و قانوني دامپزشكان، آنان را دراجراي وظايف ياري كنند.

وي در خصوص چگونگي پذيرش دامپزشكان در انجمن صنفي مذكور، اظهار داشت:
دامپزشكاني كه داراي دانشنامه دكتراي عمومي دامپزشكي از دانشگاههاي معتبر باشند، مي‌توانند در اين انجمن عضو شوند.

به‌گفته وي انجمن صنفي دامپزشكان ايران در جهت حمايت از جمعيت دامپزشكان كشور، برنامه‌هاي موثري در دولت جديد خواهد داشت.

براساس اين گزارش، در انتخابات اخير هيات مديره انجمن صنفي دامپزشكان ايران، "سيدمحمد آقاميري"، "اسماعيل رهدار" و "فرزاد طلاكش" به ترتيب به عنوان رييس هيات مديره، نايب رييس و دبير انجمن برگزيده شدند.


+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در چهارشنبه پنجم مرداد 1384 و ساعت 0:52 |

ميلاد حضرت فاطمه (س)

 

بانوي دو عالم

 

 بر دوستداران مهدي (عج)

 

 مبارك باد

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در چهارشنبه پنجم مرداد 1384 و ساعت 0:38 |
 

تابش پرتو بر روي مواد غذايي

(Food Trradiation)

تهيه و تنظيم : دكتر يوسف قراچه داغي

تابش پرتو بر روي مواد غذايي يك تكنولوژي نسبتا جديد براي حذف اجرام بيماريزا از مواد غذايي مي‌باشد. علاوه بر مواد غذايي، از اين تكنيك براي ضد عفوني كردن لوازم پزشكي در جراحي‌ها استفاده مي‌كنند تا خطر عفونت را به حداقل برسانند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه تابش پرتو خواص زير را دارد:

1- اجرام بيماريزا كاهش مي‌يابند يا حذف مي‌گردند.

2- غذا دچار خاصيت راديواكتيو نمي‌شود.

3- مواد خطرناك در غذا ظاهر نمي‌گردند.

4- ارزش مواد غذايي تغيير نمي‌يابد.

در ايالات متحده در كشتارگاهها براي ضد عفوني كردن گوشت قرمز خام و گوشت مرغ از پرتو تابش استفاده مي‌كنند تا باكتريهايي چون HV:157E.Coli ، سالمونلا و كمپيلوباكتر را كه در گوشت خام يافت مي‌شوند، از بين ببرند. براي غذاهاي آماده مانند هات داگ، از اين روش براي نابودي ليستريا استفاده مي‌شود و در عين حال براي حذف سيكلوسپورا (Cyclospora) و باكتريهاي شيگلا و سالمونلا از فرآورده‌هاي تازه مورد مصرف دارد. اين روش براي غذاهايي كه خشك هستند و بايد به مدت طولاني ذخيره و يا براي فاصله‌هاي دوري ارسال گردند، استفاده مي‌شود، لذا فضا نوردان NASA از غذاهايي مصرف مي‌كنند كه با اين روش ضد عفوني مي‌گردند.

تابش پرتو با سه نوع اشعه انجام‌پذير است:

    ا- 1 شعه گاما    

ا: اين اشعه، اولين اشعه به كار گرفته شده در مورد مواد غذايي بود. از كبالت 60 يا سزيوم 137 براي تهيه اشعه گاما استفاده مي‌گردد. اين عناصر فوتونهاي با انرژي بالا را از دست مي‌دهند، اما نوترونهاي خود را حفظ مي‌كنند و اين بدان معني است كه مواد اطراف خود را راديواكتيو نمي‌كنند. منبع راديواكتيو در زماني كه از آن استفاده نمي‌شود، در داخل يك استخر پر از آب قرار داده مي‌شود، تا اشعه به طور كامل جذب شود، اما وقتي قرار است مورد مصرف قرار گيرد، منبع راديواكتيو از داخل استخر به داخل يك اطاقك با ديواره بتني منتقل مي‌شود و سپس مواد غذايي را به داخل اطاقك برده و براي مدت زمان معيني تحت تأثير اشعه قرار مي‌دهند. بعد از استفاده، منبع را به داخل استخر بر مي‌گردد.

2-پرتو الكترون (e-beam):

 اين پرتو جرياني از الكترون‌هاي با انرژي بالا است كه از يك تفنگ الكتروني‌، مشابه آنچه كه در پشت تلويزيون قرار داده مي‌شود. خارج مي‌شود. اين تفنگ الكتروني به راحتي خاموش و روشن مي‌گردد و مشكل راديواكتيويته وجود ندارد. الكترون‌ها تا عمق 3 سانتي‌متري مواد غذايي نفوذ مي‌كنند.

3- جديدترين تكنولوژي، تابش اشعة

 X است. براي توليد اشعة X، اشعة الكترون به يك صفحه نازك از جنس طلا يا فلز ديگر تابيده شده و از طرف ديگر اشعة X خارج مي‌شود. اشعة X همانند اشعة گاما تا عمق زيادي در مواد غذايي نفوذ مي‌كند. ماشين مواد اشعة X، به راحتي خاموش و روشن مي‌شود. اشعة X خاصيت راديواكتيو ايجاد نمي‌كند. از سال 1996 تاكنون، چهار واحد (Unit) اشعة X ساخته شده است.

- تأثير بر روي مواد غذايي

پرتو تابيده شده به مواد غذايي، بر روي كيفيت آنها تأثير نمي‌گذارد. پرتو با انرژي بالا در حين عبور از غذا جذب مي‌شود و انرژي خود را از دست مي‌دهد. غذا اندكي گرم مي‌شود. طعم برخي از غذاها اندكي تغيير مي‌يابد، ولي اين تغيير در حد همان تغييري است كه شير پس از پاستوريزاسيون پيدا مي‌كند. پرتو در عين حال سلولهاي موجود در دانه‌ها يا سيب‌زميني را نابود مي‌كند، لذا مي‌توان آنها را براي مدت طولاني‌تر نگهداري كرد. استفاده از پرتو در سطح تعيين شده براي مواد غذايي، اندكي از ويتامين را كاهش مي‌دهد ولي اين كاهش در حدي نيست كه به كمبود اين ويتامين منجر شود. تغييرات چشمگيري در مورد آمينو اسيد، اسيد چرب يا ويتامين ديده نمي‌شود. غذاهايي كه تحت اين روش قرار گرفته‌اند، بايد همانند ساير غذاها، نگهداري و پخته شوند. در صورت عدم رعايت اصول بهداشت مواد غذايي، نگهداري و پخته شوند. در صورت عدم رعايت اصول بهداشت مواد غذايي، احتمال آلودگي اين غذاها وجود دارد. به دليل آن كه ميزان ميكروبهاي كمتري در غذاهايي كه تحت تأثير پرتو قرار گرفته‌اند، وجود دارد لذا طول با انجام آزمايشات مكرر بر روي چندين نسل حيواناتي چون موش، موش صحرايي و سگ، ايمني چنين روشي را تأييد كرده‌اند.

- سنجش دوز پرتو

دوز پرتو توسط واحدي به نام گري (Gray) كه به اختصار Gy نوشته مي‌شود، سنجش مي‌گردد. براي نابودي سالمونلا در جوجه تازه، مي‌توان تا KGy 5/4 پرتو استفاده نمود. براي سنجش ميزان پرتو، از فيلم عكاسي استفاده مي‌شود و ميزان تيرگي ((fog آن متناسب با دوز پرتو تابيده شده است. براي سنجش تأثير پرتو، در مورد نابودي ميكروبها، از معياري به نام معيار D (D-Value) استفاده مي‌شود. يك معيار D ، ميزان پرتو لازم براي نابودي 90 درصد از ارگانيسم مورد نظر است. به عنوان مثال، KGy 3/0 پرتو لازم براي نابودي 90 درصد از ارگانيسم مورد نظر است. به عنوان مثال، KGy 3/0 پرتو براي كشتن 90 درصد از باكتري 157 E.Coli O مورد نياز است لذا معيار D در مورد E. Coli ، KGy 3/0 مي‌باشد اين ارقام به صورت توان رياضي افزايش مي‌يابد. در مورد E.Coli ، براي نابودي 99 درصد آنها KGy 6/0 و براي از بين بردن 9/99 درصد باكتري KGy 9/0 پرتو لازم است تكنسين با دانستن ميزان تقريبي ارگانيسم و معيار D ، دوز پرتو را تنظيم مي‌كند.

- نحوه تأثير اشعه بر روي عوامل بيماريزا

با تابش پرتو بر روي مواد غذايي، انرژي آن به آب و ساير مولكولهاي موجود در ميكروب منتقل مي‌شود. اين انرژي مواد شيميايي ناپايداري به وجود مي‌آورد كه به DNA صدمه زده و دستورالعمل ژنتيكي را مختل مي‌نمايد و اين امر سبب نابودي ميكروب در حين رشد و دوبليكاسيون مي‌گردد. حساسيت ارگانيسم به تابش پرتو به اندازه DNA، ميزان ترميم صدمات DNA و ساير عوامل بستگي دارد. تازه يا يخ زده بودن غذا نيز در ميزان پرتو موثر است زيرا دوز بيشتري براي نابودي ارگانيسم در غذاي يخ زده مورد نياز مي‌باشد. اندازه DNA «هدف» در ارگانيسم يك فاكتور اصلي است. نياز دارند، در حالي كه در باكتري كه DNA كوچكتر دارد، به دوز بيشتر با معيار D حدود KGy 3/0 تا KGy 7/0 احتياج مي‌باشد. براي نابودي اسپور باكتري به پرتوي با معيار D KGy 8/2 نياز است. ويروسها داراي اسيد نوكلئيك ريز مي‌باشند و به پرتو با حد مجاز مواد غذايي مقاوم هستند، لذ از پرتو براي نابودي ويروس يا پريون (كه فاقد اسيد نوكلئيك مي‌باشد) نمي‌توان استفاده كرد.

- غذاهايي كه مي‌توانند در معرض تابش پرتو قرار گيرند:

در دوز پائين، تابش بر روي تعداد زيادي از غذاها انجام مي‌شود تا حشرات را حذف كنند. اين روش جايگزين ضد عفوني كردن با مواد شيميايي سمي شده است. پرتو در عين حال از رشد كپك و جوانه زدن جلوگيري نموده و طول عمر مواد غذايي را افزايش مي‌دهد. با دوز بالاتر، براي نابودي انگل و باكتري در گوشت قرمز، طيور، دان، بسياري از غذاهاي دريايي، ميوه و سبزيجات به كار برده مي‌شود. استفاده از پرتو در صدف دريايي باعث كاهش كيفيت آن مي‌گردد. پرتو سبب آبكي شدن سفيده مي‌شود و تخم مرغ به نظر كهنه مي‌آيد. براي حذف سالمونلا از دانه‌ها، گاهي به دوزي از اشعه نياز است كه براي دوام دانه مشكل ساز مي‌باشد.

امروزه اين روش علاوه بر آمريكا، در فرانسه، هلند، پرتغال، تايلند، روسيه، چين و آفريقاي جنوبي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و به سرعت در حال گسترش مي‌باشد.

منابع

1- Joint FAO/IAEA/WHO Study group on High-Dose Irradiation: Whole someness of food irradiated with dose above lokGy. WHO technical report series 890. World Health Organization, Geneva, 1999.

2- Osterholm, M.T. and M.E. Potter, Irradiation Pasteurization of solid foods, taking food safety to the next level. Emerging Infectious Disease, 3: 575-577; 1997.

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 1:7 |
 

آلودگي در سايت پرورشي ميگوي حله بوشهر در حال افزايش است

در پي صدور اطلاعيه سازمان دامپزشكي كشور از شيوع بيماري لكه سفيد (White spot) و بروز تلفات غيرعادي در سايت پرورشي ميگوي حله بوشهر، ارسلان قاسمي ـ مديرعامل اتحاديه تعاوني‌هاي تكثير، پرورش و صادرات آبزيان ايران ـ اظهار كرد:« در خصوص رفع اين بيماري تا امروز هيچ تغييري در وضعيت اين سايت انجام نشده و آلودگي اين سايت در حال افزايش است.»

او مدعي شد:« سازمان شيلات و دامپزشكي كشور به جاي رعايت موارد قرنطينه‌اي، با وجود مكاتبات شفاهي و كتبي‌ ما، هيچ‌گونه توجهي به اين امر نكرده و فقط وقت را هدر مي‌دهند.»

قاسمي ادامه داد:« سازمان شيلات بايد براي جلوگيري از شيوع اين بيماري كانال زهكشي آب خروجي مزارع را قطع كند كه متاسفانه تا به حال هيچ اقدامي صورت نگرفته است.»

وي با انتقاد از سازمان دامپزشكي كشور گفت:« اين سازمان با بهانه توليد پايين كلر در ايران، امر قرنطينه را جدي نگرفته است كه در نتيجه همه اين عوامل سبب افزايش آلودگي شده است.»

منبع: سايت خبري خليج فارس

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:42 |
اندر حكايت مديريت جديد دفتر دارو و درمان

آورده اند كه آنقدر گل براي سرپرست جديد آورده اند كه نام دفتر دارو و درمان را به گلستان تغيير دادند.

در اين گلستان كراماتي نيز ديده مي شود: مانند عزل و نصب هايي كه حتي به مغز يك كودك چند ماهه نيز خطور نمي كند وليكن مثل اينكه ميز و جو بدجوري آقا را گرفته.

يكي از اين كرامات را بخوانيم:

مشاوره از مدير فني يكي از شركتهاي خصوصي براي نظارت بر امور ساير شركت ها

عوض كردن مسئول گروه واردات كه تازه بكار خود وارد شده بود و فرستادن او به قسمت توليد.

۰۰۰ بازم بگم.

جل الخالق - آدم در اين همه تفكر غرق مي شود.  

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:35 |
مصرف  طيور هورموني  موجب  اختلال  در رشد  و  رويش  موهاي  زايد  مي شود

 معاون  بهداشت  و پيشگيري  سازمان دامپزشكي  گفت : مصرف  طيوري  كه  با استفاده  از هورمون هاي  رشد پرورش  يافته اند موجب  ايجاد عوارض نامطلوب  در زمينه   رشد افرادي  مي شود كه  از اين  نوع  مرغ ها  مصرف  مي كنند.

 دكتر سعيد چرخكار در گفت وگو با خبرنگار اجتماعي  خبرگزاري  مهر افزود: بروز مشكلات  بهداشتي  نظير ايجاد اختلال  در رشد اندام  مختلف ، رشد بيش  از حد برخي  از  قسمت  هاي  بدن  و رويش  موهاي  زايد در بدن ، از جمله  عوارض  نامطلوب  استفاده  از طيور پرورش يافته  با هورمون  رشد است .

 وي  اظهار داشت : استفاده  از داروهاي  هورموني  براي  پرورش  دام  و طيور در كشور  بر اساس  قانون  ممنوع  است  و به  طور رسمي ، هورمون هاي  رشد در صنعت   طيور كشور، اجازه  ورود، توزيع  و مصرف  ندارد.

 دكتر چرخكار ادامه  داد: حتي  در مكانيسم هاي  مربوط به  غذاهاي  طيور نيز حداقل  يك  هفته  پيش  از ارسال  طيور به  كشتارگاه ها، مصرف  قرص ها و يا داروهايي  نظير  آنتي بيوتيك  براي  طيوري  كه  به  دليل  ابتلا به  بيماري  يا پيشگيري  از اسهال  خوني  صورت  گرفته ، بايد قطع  شود، چون تركيبات  اين  داروها تا مدتي  در بدن  طيور باقي  مي ماند و در صورت  كشتار اين  طيور بدون  رعايت  نكات  بهداشتي ، مي تواند بر سلامت  مصرف كنندگان  اثر نامطلوب  داشته  باشد.

 وي  تصريح  كرد: در خصوص  مرغ هايي  كه  در كشتارگاههاي  كشور براي  استفاده  مصرف كنندگان  آماده  شده  و داراي  گواهي  و مهر بهداشت  از سوي  سازمان دامپزشكي  كشور هستند، اين  مشكلات  وجود ندارد مگر آنكه  اين  كشتارها در خارج  از كشتارگاهها و به  صورت  غيرمجاز صورت  گرفته  باشد.

 معاون  بهداشت  و پيشگيري  سازمان  دامپزشكي  با بيان  اينكه  تاكنون  در مورد استفاده  اين  هورمون ها براي  طيور، به  سازمان  دامپزشكي  كشور گزارشي  نشده  است ،  گفت : استفاده  از اين  هورمون ها در ايران  جايگاهي  ندارد اما در برخي  از كشورها نظير آمريكا كه  اجازه  استفاده  از اين  هورمون  ها را دارند با هدف  رشد سريع  طيور  مصرف  مي شود و اين  شركت ها نيز ملزم  به  ذكر استفاده  از اين  هورمون ها  بر روي  بسته بندي  توليدات  خود هستند.

 وي  گفت : در غذاي  طيور آنزيم هايي  به  منظور بهبود هضم  تركيبات  غذايي  طيور استفاده  مي شود كه  برخي ، اين  آنزيم ها را با هورمون هاي رشد اشتباه  مي گيرند اما اين  آنزيم ها با هورمون هاي رشد بسيار متفاوت  بوده  و ضرر و زياني  براي  مصرف كنندگان  اين  طيور ندارد.

 چرخكار گفت : بر اساس  سيستم  اداري  و مقررات  قانوني ، هيچ  شركت  توليدي  طيور در كشور اجازه  استفاده  از اين  هورمون ها را ندارد، چون  بر اساس  قانون ، استفاده  از  آن  تخلف  محسوب  شده  و با عاملان  آن  برخورد قانوني  مي شود، ضمن  اينكه  ورود طيوري  كه  از اين  هورمون ها استفاده كرده اند نيز به  كشور ممنوع  است .

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:26 |

با حضور بيش از 400 استاد برجسته دامپزشكي كشوراولين كنگره دانشگاهي بيماريهاي مشترك انسان و حيوان در دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج برگزار ‌گرديد

 

اولين كنگره دانشگاهي بيماري‌هاي مشترك انسان و حيوان با حضور جمع كثيري از استادان و دانشجويان رشته‌هاي دامپزشكي، پزشكي، ميكروبيولوژي و دامپروري سراسر كشور توسط دانشكده دامپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج در 24 و 25 خردادماه در سالن‌هاي اجتماعات دكتر جاسبي و شهيد باهنر اين واحد دانشگاهي برگزار گرديد.

در اين كنگره دوروزه بيش از 200 مقاله در زمينه‌هاي زئونوزهاي انگلي و قارچي، زئونوزهاي باكتريايي،‌ بهداشت، طب پيشگيري زئونوزها، اپيدميولوژي، بيوتكنولوژي و تشخيص زئونوزها و زئونوزهاي ويروسي ارائه گرديد كه 43 مقاله بصورت سخنراني و 36 مقاله بصورت پوستر پذيرفته و ارائه شد. همچنين 11 سخنراني جامع نيز توسط اساتيد دانشگاهي و محققين كشور برگزار گرديد. 

سخنرانان و ارائه دهندگان مقالات اين كنگره تحت عناوين ذيل سخنراني نمودند:

زئونوزهاي نوپديد و بازپديد(دكتر اسمعيل ذوقي)، نقش حيوانات در ايجاد بيماريهاي مشترك (دكتر علي اسلامي)، مراقبت سل در ايران(دكتر محمدرضا شيرزادي)، بيوتروريسم و اهميت شناخت زئونوزها به منظور دفاع بيولوژيك(دكتر حسين حاتمي)،‌ مروري بر كريپتوسپوريديوز دامي و انساني در ايران(دكتر صادق رهبري) وضعيت كنوني ليشمانيوزها در ايران(دكتر مهدي محبعلي)، ويروس‌هاي آنفلوآنزاي طيور، تهديد جدي براي جوامع انساني (دكتر سيد علي پوربخش)، مراقبت و اپيدميولوژي تب خونريزي دهنده كريمه كنگو(CCHF) (دكتر محمد زينعلي)،‌ بيماري  هاري در ايران (دكتر سوسن سيماني)، بهداشت غذا و سلامت انسان (دكتر محسن مشكوه)،A way to the development of vaccines wih the recombinant proteins. (دكتر پرويز شايان)،Role of mitochondrial DNA polymorphism in identification of parasites. (دكتر حميد رضا نقاش)، بيماري‌هاي ناشي از پريون‌ها و آسيب‌شناسي آنها (دكتر فرهنگ ساساني). استفاده از روش الايزا در تشخيص ديروفيلاريوزيس سگ‌هاي اتان گلستان و تعيين تناوب داري آن(دكتر شاهرخ رنجبر بهادري) بررسي آلودگي خاك به تخم كرم‌هاي توكسو كاريده در كودكستان‌ها و مهدكودك‌هاي شهرستان كرج(دكتر حميدرضا احمدي آشتياني). تعيين الگوي الكتروفورتيك پروتئيني سويه‌هاي مختلف اكينوكوكوس گرانولوزوس در ايران (دكتر سيد رضا حسيني)،‌ مقايسه آنتي ژن‌هاي فيگوره توكسوكارا و توكساسكاريس با استفاده از آزمونIFA به منظور تشخيص توكسوكاريوزيس انساني (زهره مؤمني)،  بررسي ميزان شيوع آلودگي با اكينوكوكوس گرانولوزوس در سگ‌هاي ولگرد شهرستان اروميه (دكتر حميد كريمي)، فيلاريوزيس بيماري مشترك انسان و حيوان (دكتر بهنام مشگي)،  بررسي ميزان شيوع آسپريلوزيس طيور در شهرستان اروميه (شهلا شاهسوندي)، بيماري طاعون شتري و گزارش وقوع آن در كشورهاي همسايه ايران (دكتر محمد بابايي)، جداسازي و شناسايي باكتري زئونوز ويبريوولنيفيكوس از ماهي قزل آلاي پرورشي در استان تهران (فاطمه اشرفي)، بررسي سرواپيدميولوژيك بروسلوز انساني در عشاير درون كوچ تلو در استان چهارمحال و بختياري (دكتر سيد رضا موسويان)، بررسي دز مناسب و مؤثر اشعه گاما بر آنتي ژنيسيته لپتوسپيرا انتروگان (دكتر سهيلا مرادي)،‌ بررسي ميزان بروز بيماري سالمونلوز در طي سالهاي81-1371 در ايران (دكتر ناصر شمس اسفندآبادي)‌،  بررسي ميزان نتايج مثبت و منفي كاذب تست توبركولين در تشخيص پريكارديت سلي (دكتر علي محمد بهرامي)،  بررسي سرواپيدميولوژي بروسلوز در مراجعين به مراكز درماني شهر زاهدان (رقيه قلي زاده)، بيوتروريسم و اهميت شناخت زئونوزها به منظور دفاع بيولوژيك (دكتر حسين حاتمي) مروري بر كريپتوسپوريديوز دامي و انساني در ايران (دكتر صادق رهبري)،  وضعيت كنوني ليشمانيوزها در ايران (دكتر مهدي محبعلي)،  بررسي بيماريزايي ايزوله‌هاي مختلف ليشمانيا تروپيكادر موش‌هاي BALB/C و مقايسه آن‌ها با ليشمانيا ماژور (دكتر مريم صياد پور)، بررسي سرواپيدميولوژي عفونت به توكسوپلاسما در خانم‌هاي باردار مراجعه كننده به بيمارستان‌هاي تهران (دكتر احمد مرشدي)، بررسي مقدماتي ميزان آلودگي كريپتوسيوريديوم‌هاي گوارشي در بره‌ها (تا 3ماهه)‌ و گوساله‌ها (تا 6 ماهه) در شهرستان آمل (دكتر نصرا... واحدي)،‌ بررسي وضعيت اپيدميولوژيك بيماري ليشمانيوز جلدي در موارد تحت درمان در كلينيك تخصصي پوست در كرمانشاه (دكتر رامين حديدي)، بررسي ميزان شيوع كريپتوسپوريديوم در گوساله‌هاي زير يك سال و كارگران مرتبط با آنها در گاوداري‌هاي شيري شهركرد (سعيد نيكپور)، Sero- epidemiology of toxoplasmosis in Human in Khartoum State; Sudan (Khalil.M.Khalil)، بررسي ميزان آلودگي گوشت قرمز و مرغ عرضه شده در فروشگاه‌هاي مواد غذايي شهرستان شميران به باكتري يرسينيا (فاطمه اشرفي)، بررسي خامه‌هاي قنادي شهر اهواز از لحاظ ميزان آلودگي به اشريشياكلي (دكتر علي فضل‌آرا)، بررسي بيماري‌هاي مشترك انسان و دام در كشور بين سال‌هاي 1380- 1365 (دكتر الهام مقتدايي)، بررسي آلودگي سالمونلايي در تخم‌مرغ‌هاي بومي مصرفي اهواز (دكتر رمضانعلي جعفري)، شناسايي نوع و ميزان حضور عوامل ايجاد كننده بيماري‌هاي زئونوز در دام‌هاي كشتار شده در كشتارگاه صنعتي اروميه (حسين تاجيك)،‌ بررسي وضعيت اپيدميولويك بيماري توكسوپلاسموز طي سالهاي 1383- 1372 در استان چهارمحال و بختياري (مائده شاهرخي)،‌ بررسي روش‌هاي تشخيص باكتريولوژيك و سرولوژيك ليستريا مونوسيتوجنز در زنان مبتلا به سقط جنين در بيمارستان امام خميني (ره) و رازي اهواز (دكتر علي حق روستا)، گزارشي از جداسازي باكتري زئونوز پليزوموناس شيگلوئيدس از گاو ماهي حاشيه جنوبي درياي خزر (زهرا يعقوب‌زاده)،  بررسي وضعيت مراقبت از بيماري بروسلوز در انسان و دام طي نيمسال اول سال 83 در استان قزوين (كبري احمدي پور)،  تشخيص پريكارديت سلي به روشADA، كشت، لام مستقيم و PPP در مراكز شهيد مدرس و بيمارستان امام (دكتر آرمان رستم‌زاد)، شناسايي مايكوباكتريوم پاراتوبركولوزيس در نمونه‌هاي بيوپسي شره روده بيماران مبتلا به بيماري كرون با استفاده از روش PCR  و پرايمر ISO900 (دكتر فريبرز معير)، كاربرد فناوري هسته‌اي جهت غيرفعال‌سازي عامل مولد بيماري سل (دكتر غلامرضا شاه‌حسني)،Comparison between immunostaining and PCR for detection of Piroplasms on smeared samples (دكتر پرويز شايان)،  شناسايي و اثبات وجود ژن HSP با وزن مولكولي كم در قارچ بيماريزاي تريكوفيتون روبروم (دكتر الهام بهزادي)،  تشخيص گونه‌هاي جنس سالمونلا بوسيله PCR براساس ژن invA   (دكتر علي يابسي)،‌  بررسي مختصري بر اثرات پرتو گاما بر روي بقا و تكامل متاسركرهاي انگل كلونوركيس سي تيس (دكتر غلامرضا شاه‌حسيني)، اتيولوژي و يافته‌هاي كلينيكي مياز جلدي با منشاء‌ كرايزوميا بزيانا در انسان و حيوانات اهلي مناطق جنوب و جنوب غربي ايران (دكتر شاهرخ نويدپور)، بررسي گذشته نگر آكاريوز انساني در ايران (دكتر صديقه نبيان)،  بررسي نقش دو بالان انگلي در بروز بيماري‌هاي زئونوز و چگونگي كنترل آنها (با تأكيد بر ميازيس) (دكتر حميد كثيري)،‌  ليشمانيازيس احشايي در سگ نژاد ژرمن شفرد (دكتر فرهنگ ساساني)‌،‌  نقش ايمني سلولي در ليشمانيوز احشايي (محمد حسن اكبرزاده مقدم)، بررسي وضعيت آنفلوآنزاي مرغي و انساني و روش‌هاي جديد پيشگيري و كنترل آن (دكتر الهام مقتدايي)، مطالعه و بررسي توليد انبوه واكسن آبله گاوي به روش رولينگ باتل و مقايسه آن با روش روتين كشت ثابت (دكتر رويا صدري)،‌ بررسي ميزان آلودگي افراد به ويروس آنفلوآنزاي مرغي تيپ A تحت تيپ H9N2 در منطقه شهركرد (احسان عالي).

رياست اين كنگره را دكتر رامين حاجي خاني رئيس واحد كرج، رياست كميته علمي را دكتر جليل ونديوسفي معاونت پژوهشي واحد كرج و دبير كنگره مذكور نيز دكتر سيد شاپور رضا شجاعي بر عهده داشتند.

سازمان دامپزشكي كشور، مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشكي و مؤسسه تحقيقات واكسن و سرم‌سازي رازي در برگزاري اين كنگره همكاري بسيار نزديكي با دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج داشتند.

كميته علمي اين كنگره نيز عبارت بودند از:

دكتر محمد حسين اخويزادگان، دكتر علي اسلامي، دكتر كسري اسماعيل نيا، دكتر سعيد بكايي،‌ دكتر بهيار جلالي، دكتر سيد حسين حسيني، دكتر نويد دين پرست، دكتر اسماعيل ذوقي، دكتر ودود رضويلر، دكتر صادق رهبري، دكتر منصور سياري، دكتر پرويز شايان، دكتر سيد شاپور رضا شجاعي( دبير كميته)‌،‌ دكتر احمد شيمي، دكتر عليرضا شقايق،(رئيس كميته اجرائي)، دكتر مهران فرهودي مقدم،‌ دكتر عليرضا صفاريان، دكتر مهدي محبعلي، دكتر ايرج مؤيدي، دكتر فرهاد موسي خاني، دكتر ثريا نواب پور، دكتر جليل ونديوسفي (رئيس كميته علمي)،‌ دكتر سيد جمال هاشمي، دكتر فرهيد همت زاده،‌ دكتر باقر يخچالي، دكتر رمضانعلي يوسفي.   

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:22 |

كاربرد كتابسنجي در منابع رديف اول علوم دامپزشكي *

 

 نوشته : و.هاوستن

ترجمه : عليرضا فيضي

كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني

مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري كشور

چكيده :اين بررسي به منظور تعيين رشد سالانه منابع رديف اول علوم دامپزشكي ، تعيين مجلات هسته ،مشخص كردن نيمه عمر و كاربردي كتابسنجي براي كتابداران كتابخانه هاي علوم دامپزشكي انجام شد.

كاربرد تحليل استنادي با استفاده از نشريه Journal Citation Report  منجربه فهرستي از 15 مجلة هسته شد . از اين فهرست مي توان به عنوان مبناي يك طرح آگاهي رساني جاري استفاده نموده . قانون پراكندگي برادفورد د رمنابع رديف اول علوم دامپزشكي نيز همانند ساير علوم مصداق دارد. اگر منابع دريف اول هر 15تا 20 سال دو برابر شود ، آنگاه هر 7 تا 8 سال نيمي از آنها كهنه مي شود . نيمه عمر منابع علوم دامپزشكي 5/7 سال است . اكثر متخصصين اين رشته استفاده از سيستم اطلاعاتي بازيابي مبتني بر رديابي منابع مقالات مجلات را ترجيح مي دهند .

 مطالب زيادي دربارة انفجار منابع ( اطلاعات ) در مجلات علمي نوشته شده است . اين انفجار اطلاعات در علوم دامپزشكي نيز وجود دارد و جاي شگفتي نيست اگر بگوييم كه از هر 8 دانشمند ،7 نفر آن ها امروزه در قيد حيات هستند . امروزه حجم انبوه مجلات موجود در حرفة دامپزشكي ، نوعي گزينش د رتهيه مجلات را ايجاب مي كند و چنانچه اينگزينش كمي باشد ، بر يك نگرش كيفي ترجيح داده مي شود . كتابسنجي مجلات ارائه مي كندو از آن بايد بهره كامل گرفت . كتابسنجي گرچه يك واژه مقبول در علوم اطلاع رساني و كتابداري است اما ضرورت “كمي كردن “ را براي اينكه علوم اطلاع رساني به جرگه علم پذيرفته شود را اجتناب ناپذيرمي سازد ؛ اندازه گيري حدود و ثغور يك اتفاق ، به اندازه توضيح وقوع يا عدم وقوع آن اتفاق مهم است. جنبه هاي زيادي از منابع ( يامجلات ) رديف اول علم دامپزشكي مورد بررسي قرار گرفته اند كه از جمله عبارت اند از :

1- رشد مقالات مجلات د رطول سالهاي مختلف ؛

2- استفاده از تحليل استنادي د رتعيين مجلات “هسته “ د رعلوم دامپزشكي ؛

3- مدت زمان لازم براي كهنه شدن اين متون ،يعني “نيمه عمر “مقالات مجلات ؛

4- مفاهيم ضمني كتابسنجي براي كتابداران كتابخانه هاي دامپزشكي .

بعلاوه براي بررسي اينكه آيا يك رويكرد كمي در تعيين مجلات هسته علم دامپزشكي وجود دارد كه با نظرات استفاده كنندگان همخواني داشته باشد ، از پژوهشگران فعال در اين حوزه خواسته شد پرسشنامه اي را تكميل كنند. هدف از اين بررسي اين بود گه دقيقا" مشخص كند كه از نظر رشد جاري متون دامپزشكي ، چه اتفاقي خواهد افتاد ، مجلات هسته را تعيين كند ، و از اين مجلات پايه به عنوان اساس برنامه آگاهي رساني جاري استفاده كند . اين مطالعه تنوع نشريه Journal Citation Repirts  را به عنوان ايزار كتابسنجي ا زديدگاه روش شناسي محض نشان مي دهد .

 

رشد متون رديف اول د رعلوم دامپزشكي

“دوسولاپرايس “مي كويد كه هر 15سال يك بار متون منتشر شده دركل علوم دو برابر مي شود (1) امكان دارد اين افزايش صرفا" به تخصصي شدن هر چه بيش ت رعلوم منجر شود (2) نتيجه اين امر ، افزايش تعداد دانشمندان و سريع شدن ميزان اين رشد از رشد معمول جمعيت است . اين رشد تصاعدي ، نظرا" باعث دانشمند شدن تمام مردم جهان خواهد شد ! پس اين رشد را بايد د رمرحله اي محدود كرد . نتايج چنين رشد فزاينده اي در متون علمي نگران كننده مي نمايد (همان وضعيتي كه دربارة اطلاعات نيز صاذق است ): مجموعه منابع رديف اول كتابخانه ها در هر 15 سال دو برابر مي شود . در واقع امر ، به نظر مي رسد كه براي تمام علوم اين منحني پيچيده به مرحله اي رسيده كه بايد محدود شود . دلايل اقتصادي –اجتماعي اين رشد از “راهنماي بين المللي نشريات ادواري اولريخ “ اقتباس شده است . در متون علمي دامپزشكي چه پيش خواهد آمد ؟ آيا گرايش آنها نيز مانند ساير علوم است ؟ براي ارزيابي اين موضوع ، يك مجموعه از مجلات كه توسط “ادارة مشترك المنافع بهداشت دام” در نشريه Veterinary Bulletin  (3) اسكن مي شود و هم مجلات هسته و هم غير هسته (يا جنبي) را شامل مي شود و هم عنوان مجلات كاملا" مرتبط با علوم دامپزشكي در نظر گرفته شد . بر طبق نشريه Veterinary Bulletin  ، تعداد كل مجلاتي كه براي تهيه نمايه عنوان ها و چكيده ها (اصطلاحا"منابع رديف دوم ) اسكن مي شدند ، 1320 عنوان بود . اولين سال انتشار اين مجلات عمدتا" از راهنماي اولريخ (4) به دست آمده . از 1320 مجله مذكور ، تنها مشخصات 780 مجله (تقريبا" 60 درصد ) د راولريخ وجود داشت . با استفاده از ساير منابع ، اولين سال انتشار 876 عنوان مجلة ديگر به دست آمد . از اين 876 عنوان تنها 50 تاي آنها قبل از سال 1920 ، 266 عنوان قبل از 1940 ، و 541 عنوان قبل از 1960 به چاپ  مي رسيد . 335 عنوان از آنها مربوط به بعد از سال 1960 بوره اند . د رعوض ، انتشار 23درصد مجلات بين سال هاي 1812 (اولين سال ثبت شده ) و 1920 ، 7 درصد بين 1930 و 1940 ، 12 در صد بين 1940 و 1950 ، 19 درصد بين 1950 1960 ، 23 درصد بين 1960 و 1970 ، و 16 در صد آن ها بين 1970 و 1980 بوده است . بنابراين با جمع آنها ،در صد موجودي براي اين دوره ها به ترتيب 23،30، 42، 61، 84 ، و 100 در صد به دست آمد . به عبارت ديگر ،تقريبا" نيمي از متون رديف اول علوم دامپزشكي به قبل از سال 1950 مربوط مي شود ، در حالي كه تقريبا" 85 درصد آن ها قبل از 1970 وجود داشته اند ؛ يعني تنها در حدود 10 سال گذشته به ظهور رسيده اند . همچنين ، از آنجا كه ظاهرا" 23 در صد متون د رسال هاي بين 1960 و 1970 منتشر شده اند ، اين دوره مي تواند دورة حداكثر رشد در بين دهه هاي مذكور باشد . به نظر مي رسد كاهشي در ظهور عناوين مجلات جديد د رسال هاي 1970 و 1980 وجود داشته . البته از 138 عنوان مجله اي كه در اين دهه منتشر شده ،تنها عنوان (31 درصد ) بين سال هاي 1812 و 1980 منتشر شده اند . خود اين 138 عنوان مجله ، صرفا" 16 درصد از 43 876 مجله محسوب مي شوند . اين نتايج در جدول شماره 1 خلاصه شده و رشد تجمعي مجلات از سال 1812 تا 1980 در نمودار شماره 1 نشان داده شده است . خلاصه ، به نظر مي رسد كه رشد متون رديف اول علوم دامپزشكي تا دهة 1940 خيلي كند بوده؛ د رحالي كه رشد سريع از همين سال تا دهة 1960 به نهايت خود رسيده ، و بعد از آن كاهش يافته است . پيش از سال هاي 1900 تنها حدود 60 مجله مرتبط با اين حوزه منتشر مي شده و بعيد به نظر مي سد كه اين مجلات علوم دامپزشكي را هدف خاص خود شمرده باشند . بعد از يك افزايش اندك ،شاهد يك دورة رشد تصاعدي بيت دهة 1930 و 1950 هستيم و به دنبال آن يك رشد طولي ملاحظه مي شود كه تا دهة 1970 ادامه داشته ؛ در اين سال يك مرحلة محدود كننده (يا دست كم نشانه هايي از چنين دوره اي ) به وقوع مي پيوندد بعد از جنگ جهاني دوم ، رشد تكاملي و منظم شيوه هاي كشاورزي در وجه مي توانسته دليل انفجار اطلاعات در متون رديف اول دامپزشكي در اين زمان به شماررود .

 جدول شماره 1- ظهور عناوين جديد مجلات علوم دامپزشكي مربوط به قبل از 1930 تا 1980

درصد فراواني تجمعي

فراواني تجمعي

درصد

مجلات جديد

دهه

23%

205

23%

205

قبل از 930 (از 1812)

30%

266

7%

61

1940-1941

42%

373

12%

107

1950-1951

61%

541

19%

168

1960-1951

84%

738

23%

197

1970-1961

100%

876

16%

138

1980-1971

 

 

تحليل استنادي به منظور تعيين مجلات هسته در علوم دامپزشكي

طبق قانون پراكندگي برادفورد (5) تقريبا" در هر حوزة علمي ، تعداد كمي از مجلات در صد زيادي از مقالات را منتشر مي كنند . بدين وسيله مي توان مجلات هسته رشته هاي علمي را تعيين كرد . استنادهاي انجام شده به يك مجله خاص ، از يك نظر نشانة آن است كه مقالة مندرج در مجله مورد استناد تا حدي (كه تنها نويسندة مقالة استناد كننده از آن آگاه است ) با مقالة مندرج در مجلة استناد كننده در ارتباط است . تعداد استناد به مجلات خاص را مي توان شاخصي براي اهميت مجلات يك حوزه به شمار آوريد و بدين وسيله فهرست مجلات هسته ، يعني مرتبط ترين مجلات يك حوزه را مشخص كرد . بنابراين استفاده از تحليل استنادي نگرش ذهني تري (بر مبناي اعداد ) د رتعيين خط مشي هاي تهيه مجلات براي كتابخانه هاي اختصاصي به دست مي دهد . استفاده از Journal Citation Reports  (6) براي سال هاي 1975-1979 نشان داد كه قانون پراكندگي برادفورد در متون علوم دامپزشكي نيز مصداق دارد .

تعدادي از اين “مناطق [پراكندگي ]” را مي توان مشخص كرد . به مجلاتي كه بيش از همه در مجلة خاصي به آنها استناد مي شود ، مجلات هسته آن رشتة خاص گفته مي شود . در اين رابطه ، مجلات هسته علوم دامپزشكي در جدول شماره 2 فهرست شده اند .

جدول شماره 2- مجلات هسته در علوم دامپزشكي با استفاده از تحليل استنادي

American Journal of Veterinary Research

Asutralian Veterinary Journal

Avian Diseases

British Veterinary Journal

Cornell Veterinarian

Journal of the American Veterinary Medical Assoceatin

Journal ofAnimal Science

Journal of Comparative Pathology

Journal of Dariy Sciene

Journal of Parasitology

Journal of Reproduction and Fertility

Journal of Small Animal Practice

New Zealand Veterinary Journal

Research in Veterinary Science

Veterinary Record

 

 

كهنگي متون رديف اول علوم دامپزشكي

منابع موجود در كتابخانه هاي علوم دامپزشكي مانند منابع همة كتابخانه ها كهنه مي شوند .(7) اين كهنگي قابل اندازه گيري است و امكان دارد بتوان از آن به عنوان كاهش مختصر در طول زمان استفاده از اطلاعات (1) نام برد . همانگونه كه استناد به مقالة خاص باعث صرفه جويي در وقت مي شود ، اين كهنگي بدان معني است كه مرتبط بودن مقاله به آن زمينه رو به ضعف مي رود . از طرف ديگر ، در حالي كه بررسي يك يا چند مقاله ،نشانة كوچكي از درجة كهنگي در يك حوزه ، تصوير روشن تري به دست مي دهد . بررسي بيش تر مجلات غير هسته ، نشانة باز هم بهتري از وقوع كهنگي در آنها به شمار مي رود . براي اندازه گيري در جة كهنگي در اصطلاح” نيمه عمر” استفاده مي شود . يعني تعداد سال هاي انتشار مجله از گذشته تا سال جاري ، مقالاتي كه در آن شمارش شده اند ، براي 50 در صد استناد شده است كه براساس چاپ آنها در يك مجله در يك سال فرضي ارائه شده است .

از سال 1979 نشرية Journal Citation Reports   با استفاده از بستة نرم افزاري “نيمه عمر “ (2) ، نيمه عمر 41 مجلة دامپزشكي را به دست آورد . اين مجلات شامل 15 مجله هسته (تعيين شده از راه تحليل استنادي ) كه در جدول شماره 2 آمده ، و بيش از 26 مجلة ديگر بود كه در ضمن تحليل ، مشخص شد كه مجلات غير هسته هستند . متوسط نيمه عمر تمام 41 مجلة 775/6 سال بود . گرچه اختلاف دامنه خيلي وسيع (از 9/2 تا 10سال ) بود حد متوسط نيمه عمر 15 مجله هسته ، 5/7 سال ، باز هم با يك دامنة هسته احتمالا" بين 7 تا 8 ل است . مقايسه دامپزشكي با ساير علوم در جدول شماره 3 آمده است . در اين جدول مشاهده مي شود كه دامپزشكي از لحاظ نيمه عمر بين فيزيولوژي و شيمي قرار گرفته است . از آنجا كه دامپزشكي از لحاظ نيمه عمر بين علم كاربردي است و با هر دو رشته سرو كار دارد به همين دليل به نظر مي رسد با آنها هم ارزش باشد .

بنابراين ، چنانچه متون رديف اول دامپزشكي هر 20 سال دو برابر بشود ، نتيجه مي گيريم كه هر 7-8 سال [اطلاعات ] نيمي از آنها قديمي خواهند شد .

 

جدول شماره 3 – نيمه عمر بعضي از رشته ها در مقايسه با علوم پزشكي (8)

نيمه عمر (سال)

موضوع

9/3

6/4

8/4

2/5

2/7

5/7

1/8

0/10

5/10

8/11

مهندسي فلزات

فيزيك

مهندسي شيمي

مهندسي مكانيك

فيزيو اوژي

دامپزشكي

شيمي

گياهشناسي

رياضيات

زمين شناسي


عادات بازيابي اطلاعات در دانشمندان علوم دامپزشكي

پرسشنامه هايي توسط كارمندان بين دست اندركاران پژوهش دانشگاهي در يك كتابخانة آموزشگاهي دامپزشكي توزيع شد . انتخاب پاسخ دهندگان توسط كارمندان انجام مي شد. 66 در صد از اين عده به پرسشنامه جواب دادند . از 33 پاسخ دهنده ،22 نفر زير 40 سال و 11 نفر بالاي 40 سال سن داشتند . با اين كه در پرسشنامه ها چيزي كه بتوان از روي آن متوجه چنين مطلبي شد وجود نداشت ، با اين حال شايد پاسخ دهندگان جوان بيشتر ((در دسترس )) بودند . پاسخ دهندگان اكثرا" مربي (13 نفر ) ، سپس مربي ارشد (9نفر) ، دستيار پژوهش (3نفر ) ، همكار پژوهش (2نفر) دانشجوي دكتري (2نفر ) ، يك دانشيار ، يك نفر دستيار فوق دكترا ، يك دستيار آزمايشگاه و يك دستيار ارشد تحقيقات

همكار پژوهش (2نفر) دانشجوي دكتري (2نفر ) ، يك دانشيار ، يك نفر دستيار فوق دكترا ، يك دستيار آزمايشگاه و يك دستيار ارشد تحقيقات بودند (پاسخ دهندگان وضعيت خود را مشخص كرده بودند ). وقتي از آن ها سوال شد كه “ترجيح مي دهيد مقالات شما در كدام مجله منتشر شود ؟ لطفا" نام ببريد “ نام 84 مجله مختلف ذكر شد. به هر حال ، تقريبا" 50 در صد ترجيح مي دادند كه مقالاتشان در Veterinary  چاپ شود و حدود 33 درصد Research in Veterinary Record  را ترجيح دادند . از ميان 84 مجله مذكور ، 56 عنوان تنها يك بار ذكر شد كه نشاندهندة دامنة وسيعي از اولويت است . تقريبا" 60 درصد پاسخ دهندگان يك مجله را بيش تر از بقية مجلات مي خواندند ، كه منظور آن ها نشرية Veterinary Recotd  بود . از 33 پاسخ دهنده ، 2 نفر ادعا مي كردند كه 1 تا 5 مجله را مرتبا" مرور مي كنند ، 7 نفر مدعي مرور 6 تا 10 مجله ، 11 نفر مدعي مرور 11 تا 20 مجله بودند و 13 پاسخ دهنده اظهار داشتند كه بطور مرتب 21 تا 30 مجله را مرور مي كنند . بيش از 50 در صد شخصا" مجلات را مشترك بودند و از اين نظر ، نام 15 مجلة مختلف ذكر شد كه فقط 3 عنوان از آن ها را كتابخانه مورد بررسي در مجموعة  خود منداشت . 6 پاسخ دهنده (18درصد ) شخصا" نشرية Veterinary Record  را مشترك بودند .

متداول ترين شيوه [در روش هاي مختلف بازيابي اطلاعات ] ، رديابي از ارجاعات مجله ، و سپس رديابي ارجاعات يك نقد يا يك كتاب ، استفاده از مجلة چكيدة نامه ، بهره گيري از سيستم رايانه اي يازيابي اطلاعات بود . از 15 مجله اي كه با تحليل استنادي به عنوان مجله هسته تعيين شد ، تنها 2 مجله بود كه در هيچيك از پاسخ ها نامي از آن ها به ميان نيامد .

مفاهيم ضمني تحليل استنادي از نظر كتابدار كتابخانه دامپزشكي

استفاده از رويكرد كمي به خط مشي مجموعه سازي كتابخانه با توجه به مجلات ، به رويكرد موضوعي ترجيح دارد؛ گرچه  به نظر مي رسد نتايج رويكرد دوم (همانطور كه در پرسشنامه بود ) با نتايجي كه از طريق تحليل مفصل كتابسنجي (به انضمام تحليل استنادي ) به دست مي آيد ،يكي باشد . در حالي كه در برخي مراحل از رويكرد كتابسنجي ، به نظر مي رسد نتيجة نهايي دور از ذهن باشد ، حد نهايت اين است كه از شيوة قديمي رايج در كتابخانه كه به موجب آن ، مجلات مختلف سال ها بدون استفاده در قفسه ها نگهداري مي شد و در عين حال اشتراك آن ها همچنان ادامه مي يافت اجتناب شود . ظاهرا" كتابخانه ها در حال رشدند ، چرا كه مجلات زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي واقعي را بر طرف مي كنند ؟ “گارفيلد “ مي گويد (9): “بسياري از كتابداران نمي توانند با اين واقعيت كه بعضي از فرضيات آن ها غلط است روبرو شوند . آن ها همچنان پول را دور مي ريزند . . . با اين اميد كه تصميمات بد آن ها به نحوي بي اثر شود . بعد از پرداخت حق اشتراك 10 سال يك مجله، چنين توجيه ميكنند كه سرانجام كسي در يازدهمين يا دوازهمين سال از آن مجله استفاده خواهد كرد . مشكل بتوان براساس مراجعه دفعي استفاده كنندگان به مجلات گرد آمده از سال هاي قبل ، دراز مدت را توجيه كرد ؛ راحت تر اين است كه فقط كاري را كه قبلا" آغاز شده ادامه دهند”. بنابراين وحين كردن فهرست اشتراك مجلات كتابخانه ضروري است ؛ نه تنها به منظور صرفه جويي در پول و هزينه هاي بي فايده ، بلكه براي سرمايه گذاري مجدد در تهية مجلات مناسب تر . 

فهرست مجلات هسته را كه به وسيلة تحليل استنادي به دست آمده ، مي توان به عنوان اساس خدمات آگاهي رساني جاري به كار برد . فهرست مجلاتي كه هنوز تحليل نشده اند ، نمي تواند دقيقا" منعكي كننده اهميت آن ها باشد . حتي اگر اين تغييرات براساس نظرات استفاده كنندگان كتابخانه اعمال شود، هنوز اين احتمال وجود دارد كه در رابطه با جوامع علمي وسيع تر ، كتابخانه ها دچار انزوا شوند . يك نگرش كتابسنجي به ما اين امكان را مي دهد كه مجموعه اي از نام مجلات پرتيراژ را به دست آوريم كه براساس قانون اعداد انعطاف پذير است . با كاهش سريع قيمت رايانه ها ، پيچيدگي هاي رياضي در تحليل استنادي بسيار آسان تر مي شود . در آينده ، اين امكان هست كه با برنامه ريزي صحيح ، و بر مبناي تحليل استنادي ، روز آمد سازي فهرست هاي مجلات هسته ، همراه با تمامي مزاياي روبه رشد خدمات آگاهي رساني جاري ، به آساني انجام شود .

بودند (پاسخ دهندگان وضعيت خود را مشخص كرده بودند ). وقتي از آن ها سوال شد كه ((ترجيح مي دهيد مقالات شما در كدام مجله منتشر شود ؟ لطفا" نام ببريد )) نام 84 مجله مختلف ذكر شد. به هر حال ، تقريبا" 50 در صد ترجيح مي دادند كه مقالاتشان در Veterinary  چاپ شود و حدود 33 درصد Research in Veterinary Record  را ترجيح دادند . از ميان 84 مجله مذكور ، 56 عنوان تنها يك بار ذكر شد كه نشاندهندة دامنة وسيعي از اولويت است . تقريبا" 60 درصد پاسخ دهندگان يك مجله را بيش تر از بقية مجلات مي خواندند ، كه منظور آن ها نشرية Veterinary Recotd  بود . از 33 پاسخ دهنده ، 2 نفر ادعا مي كردند كه 1 تا 5 مجله را مرتبا" مرور مي كنند ، 7 نفر مدعي مرور 6 تا 10 مجله ، 11 نفر مدعي مرور 11 تا 20 مجله بودند و 13 پاسخ دهنده اظهار داشتند كه بطور مرتب 21 تا 30 مجله را مرور مي كنند . بيش از 50 در صد شخصا" مجلات را مشترك بودند و از اين نظر ، نام 15 مجلة مختلف ذكر شد كه فقط 3 عنوان از آن ها را كتابخانه مورد بررسي در مجموعة  خود منداشت . 6 پاسخ دهنده (18درصد ) شخصا" نشرية Veterinary Record  را مشترك بودند .

متداول ترين شيوه [در روش هاي مختلف بازيابي اطلاعات ] ، رديابي از ارجاعات مجله ، و سپس رديابي ارجاعات يك نقد يا يك كتاب ، استفاده از مجلة چكيدة نامه ، بهره گيري از سيستم رايانه اي يازيابي اطلاعات بود . از 15 مجله اي كه با تحليل استنادي به عنوان مجله هسته تعيين شد ، تنها 2 مجله بود كه در هيچيك از پاسخ ها نامي از آن ها به ميان نيامد .

 

مفاهيم ضمني تحليل استنادي از نظر كتابدار كتابخانه دامپزشكي

استفاده از رويكرد كمي به خط مشي مجموعه سازي كتابخانه با توجه به مجلات ، به رويكرد موضوعي ترجيح دارد؛ گرچه  به نظر مي رسد نتايج رويكرد دوم (همانطور كه در پرسشنامه بود ) با نتايجي كه از طريق تحليل مفصل كتابسنجي (به انضمام تحليل استنادي ) به دست مي آيد ،يكي باشد . در حالي كه در برخي مراحل از رويكرد كتابسنجي ، به نظر مي رسد نتيجة نهايي دور از ذهن باشد ، حد نهايت اين است كه از شيوة قديمي رايج در كتابخانه كه به موجب آن ، مجلات مختلف سال ها بدون استفاده در قفسه ها نگهداري مي شد و در عين حال اشتراك آن ها همچنان ادامه مي يافت اجتناب شود . ظاهرا" كتابخانه ها در حال رشدند ، چرا كه مجلات زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي زيادي در آنها يافت مي شود . ولي آيا اين مجلات نيازهاي واقعي را بر طرف مي كنند ؟ ((گارفيلد )) مي گويد (9): ((بسياري از كتابداران نمي توانند با اين واقعيت كه بعضي از فرضيات آن ها غلط است روبرو شوند . آن ها همچنان پول را دور مي ريزند . . . با اين اميد كه تصميمات بد آن ها به نحوي بي اثر شود . بعد از پرداخت حق اشتراك 10 سال يك مجله، چنين توجيه ميكنند كه سرانجام كسي در يازدهمين يا دوازهمين سال از آن مجله استفاده خواهد كرد . مشكل بتوان براساس مراجعه دفعي استفاده كنندگان به مجلات گرد آمده از سال هاي قبل ، دراز مدت را توجيه كرد ؛ راحت تر اين است كه فقط كاري را كه قبلا" آغاز شده ادامه دهند)). بنابراين وحين كردن فهرست اشتراك مجلات كتابخانه ضروري است ؛ نه تنها به منظور صرفه جويي در پول و هزينه هاي بي فايده ، بلكه براي سرمايه گذاري مجدد در تهية مجلات مناسب تر . 

فهرست مجلات هسته را كه به وسيلة تحليل استنادي به دست آمده ، مي توان به عنوان اساس خدمات آگاهي رساني جاري به كار برد . فهرست مجلاتي كه هنوز تحليل نشده اند ، نمي تواند دقيقا" منعكي كننده اهميت آن ها باشد . حتي اگر اين تغييرات براساس نظرات استفاده كنندگان كتابخانه اعمال شود، هنوز اين احتمال وجود دارد كه در رابطه با جوامع علمي وسيع تر ، كتابخانه ها دچار انزوا شوند . يك نگرش كتابسنجي به ما اين امكان را مي دهد كه مجموعه اي از نام مجلات پرتيراژ را به دست آوريم كه براساس قانون اعداد انعطاف پذير است . با كاهش سريع قيمت رايانه ها ، پيچيدگي هاي رياضي در تحليل استنادي بسيار آسان تر مي شود . در آينده ، اين امكان هست كه با برنامه ريزي صحيح ، و بر مبناي تحليل استنادي ، روز آمد سازي فهرست هاي مجلات هسته ، همراه با تمامي مزاياي روبه رشد خدمات آگاهي رساني جاري ، به آساني انجام شود .

 

پي نوشت ها

1-Half – life package

2- يعني استفاده كننده هر سال نسبت به سال قبل ، كم تر به آن مراجعه مي كند. م

 

منابع

1-De Solla Price, D.J.(1963) Little Science, Big Science. Coulumbia University Press, New York.

2-Bar-Hillel, Y.(1963) “Is information rd=etrieval approaching a crisis”? American Documentation 14(2): 95-98

3-Commonwealth Agricultural Bureaux “Serial publications regularly scanned by the Commonealth Bureau of Animal Health in the preparation of Veterinary Bulletin and IndexVeterinarius.” Veterinary Bulletin – 50(1):1-10

4-Ulrichs International Periodicals Didrectory. 19 th Edition. R.r Bowker Co., New York (1980).

5- Bradford, S.C.(1948). Documentation. Croby Lockoowd, London.

6- Garfield, E.(1975). “Journal Citation Reports: A Bibliometric Analysis of References Processed for the 1074 Science Citation Index “ Science Citation Index. Vol.5. Institute  of Scientific Information Philadelphia (1976).

7- Avramescu, A. (1979). “Actuality and obsolescence of scientific”. Journal of the American Society for Information Sciety for Information Science 30(5): 296-303 .

8- Burton, R.E. and Keppler, R.K.(1960). “The Half-life of some scienific and technific and technical literatures” American Documentation 11(1): 18-22.

9-Garfield, E.(1975). “No-Grpwht libraries and citation analysis; or pulling weeds with ISIs Journal Citation Reports.” Current Contents No.26.

http://www.irandoc.ac.ir :منبع



* *- W.Houston . “The Application of Bibliometrics to Veterinary Science Primary Literature .”Quarterly Bulletin of IAALD. XXVIII, 1, 1983 p. 6-13

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:12 |
انجمن صنفی دامپزشکان ایران تاسیس شد

در جلسه مورخه ۳۰/۴/۸۴ اولین مجمع عمومی انجمن صنفی دامپزشکان ایران تشکیل شد.

در این جلسه پس از رای گیری .اعضا هیئت مدیره و بازرسین به شرح ذیل انتخاب شدند:

اعضا هیئت مدیره:

۱- دکتر سید محمد آقا میری: رییس هیئت مدیره

۲- دکتر اسماعیل رهدار:نایب رییس هیئت مدیره

۳- دکتر سید فرزاد طلاکش:دبیر

۴-دکتر محمد زمانی نیسیانی:خزانه دار

۵- دکتر امیر رضا بید گلی:منشی

۶- دکتر علی رضافاتح نیا

۷- دکتر علی رضایی پور

بازرسین:

۱- دکتر حسین فضلی خانی

۲- دکتر رضا طوایف

۳- دکتر تقی رستمعلی

 

ضمن آرزوی موفقیت برای این دوستان

 ببینیم این انجمن چه گلی به سر دامپزشکان می زند.

+ نوشته شده توسط انجمن علمی دامپزشکان ایران در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 0:6 |